المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١١٤ - فصل در بيان نوع ديگر از ابدال
و در ادّان و ازدد و ادّكر دال باقى مىماند.
شرح عربى:
فصل
( طاءا) مفعول ثان (تا افتعال) مفعول اوّل لقوله (ردّ) بمعنى صيّر تاء افتعال طاءا إذا وقع (إثر) حرف (مطبق) و هو الصّاد و الضّاد و الطّاء و الظّاء كإصطفى و إضطرب و إطّعن و إضطلم، و إن وقع (فى) إثر دال أوزاء أو ذال نحو (إدّان و ازدد و ادّكر) فإنّه (دالا بقى) أى صار، إذ أصل هذه الأمثال إدتان و إزتد و إذتكر.
ترجمه و شرح:
فصل در بيان نوع ديگر از ابدال
مصنّف گويد:
فعلى كه فاء الفعش طاء بوده و آن را به باب افتعال بردهايم لازم است تاء را به طاء برگردانيم.
شارح گويد:
كلمه « طاءا » ، مفعول دوّم و « تاء » مفعول اوّل است براى « ردّ ».
و لفظ « ردّ » يعنى « صيّر » و حاصل مراد اينست كه:
بگردان تاء افتعال را طاء زمانى كه به دنبال حرف مطبق يعنى:
صاد، ضاد، طاء، ظاء، درآيد مانند:
اصطفى و اضطرب و اطّعن و اظطلم كه در اصل:
اصتفى و اضترب و اطتعن و اضتلم بودند، سپس تاء باب افتعال را به طاء مبدّل ساختهاند.
مصنّف گويد:
مشروط به اينكه طاء به دنبال حروف مطبق واقع شده باشد و در « ادّان » و « ازدد » و « ادّكر » دال باقى مىماند.
شارح گويد:
مقصود اينست كه « تاء » باب افتعال اگر بعد از « دال » يا « زاء » يا « ذال » قرار گيرد مانند: ادّان و ازدد و ادّكر، دال باقى مىماند يعنى تاء را به دال تبديل مىكنند چه آنكه اصل امثله مذكور اذتان و ازتدّ و اذتكر بوده است.
قوله: ادّان: ماضى باب افتعال از « دان » ، « يدين » مىباشد.