المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٢٣ - مبحث«اما»
شاذّ نيست بلكه واجب مىباشد.
قوله: فهى نائبة عن حرف الشرط: مقصود از حرف شرط « مهما » است.
قوله: و فعله: يعنى و فعل شرط و مراد از فعل شرط « يك من شيئ» مىباشد.
قوله: و لذا لا يليها فعل: كلمه « لذا » يعنى و چون نيابت از فعل شرط نموده. ضمير منصوبى در « لا يليها» به « امّا » راجع است.
قوله: لتلوتلوها: ضمير مؤنّث به « امّا » راجع است.
قوله: لانّه مع ما قبله جواب: ضمائر در « لانّه » و « ما قبله» به تلوتلو امّا راجع مىباشند.
قوله: و انّما اخّرت اليه: ضمير در « اخّرت » به فاء و در « اليه » به تلوتلو امّا عود مىكند.
قوله: لم يك قول معها: ضمير در « معها » به فاء راجع است.
قوله: فان كان معها: ضمير در « معها » به فاء عود مىكند.
قوله: قول و حذف: ضمير نائب فاعلى در « حذف » به قول راجع است.
قوله: فامّا الّذين اسودّت وجوههم الخ: آيه (١٠٦) از سوره آل عمران.
متن: «٧١٤»
|
لولا و لو ما يلزمان الابتدا |
إذا امتناعا بوجود عقدا |
تجزيه و تركيب
لولا: اسم، مبتداء.
واو: عاطفه.
لوما: معطوف به « لولا ».
يلزمان: فعل مضارع، تثنيه، مذكّر، غائب، ثلاثى مجرّد از باب فرح، يفرح، ضمير تثنيه در آن فاعلش مىباشد، متعدّى، معلوم.
الابتداء، مفعول براى « يلزمان ».
اذا: شرطيّه زمانيّه.
امتناعا: مفعول مقدّم براى « عقد ».
المباحث النحويه شرح سيوطى ؛ ج٤ ؛ ص١٧٢٣
ء: حرف جرّ.
وجود: مجرور به « باء ».
عقدا: فعل ماضى، تثنيه، مذكّر، غائب، ثلاثى مجرد، فعل شرط و جواب شرط