المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٤٦ - اوزان جمع قلة
٢- افعل: مثل: افلس جمع فلس (پول سياه).
٣- فعلة: نظير: غلمة جمع غلام (پسر).
٤- افعال: همچون: اثواب جمع ثوب (جامه).
مصنّف گويد:
بعضى از اين اوزان قلّه وضعا برجمع كثره دلالت دارد مانند: ارجل.
و عكس آن نيز گاهى تحقّق پيدا مىكند مثل: صفى.
شارح گويد:
منظور اينست كه از اوزان مذكور كه براى افاده معناى قلّة وضع شدهاند برخى نيز براى جمع كثره وضع شده و براين جمع دلالت مىكند مانند: ارجل كه بروزن افعل است و آن جمع رجل بمعناى پا مىباشد.
با اينكه وزن افعل از اوزان موضوع جمع قلّه بوده ولى معذلك در اينجا بمعناى جمع كثره مىباشد.
و عكس آن نيز گاهى تحقّق پيدا مىكند يعنى وزنى كه براى جمع كثره وضع شده بمعناى قلّه آمده و برآن دلالت مىكند همچون: صفى كه بروزن: فعل بوده و آن از اوزان جمع كثره است ولى در اينجا جمع صفاة يعنى سنگ نرم مىباشد و جمع قلّه است.
ولى بايد توجّه داشت كه در جمع: صفاة، كلمه: اصفاء بروزن افعال آمده كه آن از اوزان مخصوص جمع قلّه مىباشد پس شايسته بود مصنّف براى جمع كثرهاى كه بمعناى قلّه آمده رجال را كه جمع رجل است مثال مىآورد چه آنكه در جمع رجل وزنى كه از اوزان جمع قلّه باشد نيامده فقط همين وزن كه از اوزان خاصّه جمع كثره است نقل شده و معذلك بمعناى جمع قلّه مىباشد.
مصنّف گويد:
اسم صحيحى العينى كه بروزن « فعل » باشد جمعش بروزن « افعل » مىآيد و همچنين اسم رباعى جمعش براين وزن است.
شارح گويد:
منظور اينست كه هراسم صحيح العينى اگر چه لام الفعلش حرف علّه باشد در صورتى كه بروزن « فعل » باشد جمع آن بروزن « افعل » مىآيد مانند:
افلس جمع « فلس » و ادل جمع « دلو » يعنى سطل و اظب جمع « ظبى » بمعناى آهو.