المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٠٠ - فصل مبحث عوامل جزم
سؤال
اينكه گفته شد اگر جواب جمله اسميّه باشد واجب است با « فاء » بيايد كلام درستى نيست زيرا در برخى از كلمات اهل لسان ديده شده كه جواب با اينكه جمله اسميّه است معذلك بدون « فاء » مىباشد نظير آنچه در قول عبد الرحمن بن حسّان بن ثابت انصارى آمده:
|
من يفعل الحسنات اللّه يشكرها |
و الشّرّ بالشّرّ عند اللّه مثلان |
يعنى: كسى كه كارهاى پسنديده انجام دهد خداوند جزاء آنها را بوى اعطاء فرموده و دو چندان اجر به وى مىدهد ولى جزاى بدى نزد خداوند يك بدى است كه متوجّه فاعل مىشود و فعل و جزاء با هم مساوى هستند.
شاهد در جمله « اللّه يشكرها» است كه اسميّه بوده و جواب « من » شرطيّه واقع شده ولى همانطورى كه مشاهده مىكنيم بدون فاء آمده است.
جواب
اين بيت و امثال آن قابل استشهاد و استدلال به آن نبوده زيرا حذف و سقوط « فاء » از جواب از باب ضرورت شعرى است و در محلّش مقرّر مىباشد كه موارد ضرورت از قاعده كلّى مستثنا مىباشند.
مصنّف گويد:
اذاء فجائيّه بجاى « فاء » قرار مىگيرد مانند:
ان تجد اذا لنا مكافاة.
شارح گويد:
مقصود اينست كه « اذا » فجائيّه همچون « فاء » بين شرط و جواب ارتباط برقرار مىكند و به عبارت ديگر بجاى « فاء » آورده مىشود مانند دو مثال ذيل:
الف: ان تجد اذا لنا مكافاة (اگر جود كنى پس ما جزاء آنرا خواهيم داد).
شاهد در « اذا » است كه بجاى « فاء » برسر جواب داخل شده.
ب: فرموده حقتعالى:
و ان تصبهم سيّئة بما قدّمت ايديهم اذا هم يقنطون.
( و اگر بايشان برسد بدى بواسطه آنچه را كه قبلا مرتكب شدهاند در اين هنگام نااميد مىگردند).