المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٩٨ - فصل مبحث عوامل جزم
يعنى: اى اقرع پسر حابس همانا اگر هلاك شود برادرت تو هلاك گرديده شدهاى.
شاهد در « تصرع » است جواب بوده و بعد از شرطى كه مضارع است يعنى « يصرع » آمده و رفع داده به آن ضعيف است اگر چه شاعر در اين بيت مرتكب آن گرديده.
مصنّف گويد:
جواب را با « فاء » بياور بطور حتم و قطع در صورتى كه اگر آنرا شرط براى « ان » يا غير آن قرار دهى قبول اين معنا را نكند.
شارح گويد:
مراد اينست كه: آوردن « فاء » برسر جواب شرط در برخى اوقات واجب و لازم مىباشد و آن در وقتى است كه اگر جواب را بجاى شرط قرار دهيم قبول اينمعنا را نكند و بعبارت ديگر:
قرار دادن جواب بجاى شرط ممتنع باشد و چنين جوابى منحصر در هفت مورد است به اين شرح:
١- آنكه جواب فعل ماضى غير متصرف باشد همچون: عسى، ليس، بئس و امثال آن.
چنانچه در فرموده حقتعالى آمده:
ان ترن انا اقل منك مالا و ولدا فعسى ربّى ان يؤتين خيرا.
( اگر تو من را از خود از حيث مال و فرزند كمتر ببينى پس اميد است پروردگارم به من بهتر از تو اعطاء كند).
شاهد در « عسى » است كه ماضى غير متصرّف بوده و چون جواب قرار گرفته واجب است با « فاء » باشد.
٢- آنكه جواب لفظا و معنا ماضى باشد مانند آنچه در فرموده حتعالى وارد شده:
ان يسرق فقد سرق اخ له من قبل (اگر وى دزدى كند باكى نيست زيرا برادر وى قبلا مرتكب سرقت شده بود).
شاهد در « قد سرق» است كه لفظا و معنا ماضى است و چون جواب قرار گرفته لازم است با « فاء » باشد.