إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٣ - حقيقت تجرى و انقياد
و بالجملة: تفاوت أفراد الإنسان في القرب منه تعالى و البعد عنه، سبب لاختلافها في استحقاق الجنة و درجاتها، و النار و دركاتها، [و موجب لتفاوتها في نيل الشفاعة و عدم نيلها]، و تفاوتها في ذلك بالأخرة يكون ذاتيا، و الذاتي لا يعلل(١).
إن قلت: على هذا، فلا فائدة في بعث الرسل و إنزال الكتب و الوعظ و الإنذار(٢).
يعنى: كسى كه معصيت مىكند اين عصيان او مسبوق به يك امر قلبى است و آن امر قلبى عبارتست از تجرّى نسبت به مولا، و ريشه اين تجرّى سوء سريره است كه در اين فرد وجود دارد. سؤال: سوء سريره از كجا ناشى شده است؟ مىفرمايند: سوء سريره ميل انسانيّت انسان و يك عنوان ذاتى و يك نقص ذاتى است كه هميشه همراه اوست.
در دنبال سوء سريره عنوان تجرّى و عنوان بعد از ساحت مقدّس خداوند تبارك و تعالى تحقّق پيدا مىكند و بعد از ساحت بارىتعالى استحقاق عقاب قهرى دارد. و بر همين مقياس مسئله ايمان و كفر و ... است.
(١)خلاصه: تفاوت افراد از نظر قرب و بعد به بارىتعالى سبب مىشود افراد در استحقاق نسبت به جنّت و درجات بهشت و همچنين دوزخ و دركات آن اختلاف پيدا كنند و اين تفاوت باعث مىشود بعضى شرائط نيل به شفاعت را داشته باشند و بعضى فاقد آن باشند.
اين تفاوت افراد در مسئله قرب و بعد ريشهاش چيست؟ ريشه و منشأ آن همان امر ذاتى بود كه توضيح داديم و الذّاتى لا يعلّل.
(٢)اشكال: بنا بر اينكه تجرّى و انقياد، اطاعت و عصيان، كفر و ايمان يك ريشه ذاتى داشته باشند ديگر مسئله ارسال رسل و انزال كتب و ارشاد و وعظ و هدايت و راهنمائى بشر بىفائده است و مفهومى ندارد.