إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣١٣ - بيان دور
و هو [١] يتوقف على تخصيصها [٢] بها [٣]، و هو [٤] يتوقف على عدم الردع بها [٥] عنها [٦](١).
[١] (١)چرا شما از اين راه (مسئله دور) رادعيّت آيات نسبت به سيره عقلا را از اعتبار ساقط كرديد؟
ما از همين راه (دور) حجّيّت سيره عقلا نسبت به خبر واحد را از اعتبار ساقط مىكنيم.
توضيح مطلب: اين سيرهاى كه شما براى حجّيّت خبر واحد به آن تمسّك مىكنيد بايد خودش حجّيّت داشته باشد و الا سيرهاى كه خودش حجّيّت ندارد نمىتواند دليل بر حجّيّت خبر واحد باشد.
اكنون ببينيم اين سيره حجّيّت دارد يا ندارد. در ما نحن فيه حجّيّت سيره عقلا متوقّف بر اين است كه آيات ناهيه رادع سيره عقلا نباشند و اگر آيات ناهيه بخواهند نسبت به سيره عقلا رادعيّت نداشته باشند، متوقّف بر اين است كه آيات تخصيص خورده باشند و الا اگر عمومات و اطلاقات آيات محفوظ باشد حجّت تمام مخالفين را از بين مىبرد (پس بايد عموم آيات تخصيص خورده باشد تا اينكه آيات، رادع سيره نباشد) و آيات در صورتى تخصيص برمىدارند كه سيره عقلا حجّت باشد چون اگر در ما نحن فيه سيره حجّيّت نداشته باشد تخصيصى نمىتواند به آيات وارد نمايد پس حجّيّت سيره متوقّف بر عدم رادعيّت آيات است و عدم رادعيّت آيات متوقّف بر
[١]عدم ردع.
[٢]آيات.
[٣]سيره.
[٤]تخصيص.
[٥]آيات.
[٦]سيره.