إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨٩ - ادله محدثين بر عدم حجيت ظواهر قرآن
أو بدعوى شمول المتشابه الممنوع عن اتباعه للظاهر، لا أقل من احتمال شموله لتشابه المتشابه و إجماله(١).
أو بدعوى أنه و إن لم يكن منه ذاتا، إلا أنه صار منه عرضا؛ للعلم الإجمالى بطرو التخصيص و التقييد و التجوز في غير واحد من ظواهره، كما هو الظاهر (٢)
(١)- دليل سوّم: اين دليل از يك صغرا و يك كبرا تشكيل شده است كه:
ظواهر قرآن جزء متشابهات است (فقط آياتى كه صريح هستند جزء متشابهات نيست و تبعيّت از متشابهات قرآن ممنوع است، فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ ... [١] پس تبعيّت از ظواهر قرآن ممنوع است.
طبق اين دليل، اينها براى قرآن ظواهر قائل هستند و چون جزء متشابهات است تبعيّت از آن ظواهر ممنوع است (منع كبرى).
بعد اضافه مىكنند كه اگر ما قطع هم نداشته باشيم كه ظواهر قرآن جزء متشابهات است لااقل احتمال مىدهيم كه ظواهر قرآن جزء متشابهات باشد. چرا؟
لتشابه المتشابه چون خود كلمه متشابه، متشابه مىباشد.
اگر متشابه به الفاظى بگويند كه دلالتشان مجمل باشد در اين صورت ظواهر جزء متشابهات نيست چون در ظواهر اجمالى وجود ندارد.
امّا اگر متشابه به آن الفاظى بگويند كه دلالتشان مقطوع نباشد در اين صورت شامل ظواهر هم مىشود پس احتمال دارد خود متشابه شامل ظواهر قرآن هم بشود.
(٢)دليل چهارم: اگر قرآن ذاتا هم متشابه نباشد بالعرض متشابه شده است چون ما علم اجمالى داريم كه مقدارى از مطلقات قرآن مقيّد شده است و مقدارى از عمومات
[١]سوره آل عمران/ ٧.