إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨٨ - ادله محدثين بر عدم حجيت ظواهر قرآن
او بدعوى أنه لأجل احتوائه على مضامين شامخة و مطالب غامضة عالية، لا يكاد تصل إليها أيدي أفكار أولي الأنظار الغير الراسخين العالمين بتأويله، كيف؟ و لا يكاد يصل إلى فهم كلمات الأوائل إلا الأوحدي من الأفاضل، فما ظنك بكلامه تعالى مع اشتماله على علم ما كان و ما يكون و حكم كل شيء(١).
دليل و شاهد اينها رواياتى [١] قريب به اين معناست كه: امام صادق عليه السّلام از ابو حنيفه پرسيد آيا تو فقيه اهل عراق هستى؟
جواب: آرى- مدرك فتواى تو چيست؟
طبق قرآن فتوا مىدهم.
آيا ناسخ و منسوخ قرآن را مىدانى؟، أ تعرف القرآن حقّ معرفته.
آرى حضرت فرمودند: واى بر تو، علم قرآن مخصوص كسانى است كه قرآن به آنها نازل شده است و تو چيزى از قرآن نمىفهمى و روايت ديگرى كه:
امام باقر عليه السّلام از قتاده پرسيد تو فقيه اهل بصره هستى؟
كذلك يزعمون (چنين مىگويند).
با چه مدركى فتوا مىدهى.
قرآن.
سپس حضرت فرمود: علم قرآن منحصرا نزد اهل بيت عصمت عليهم السّلام است.
(١)دليل دوّم: قرآن، شامل مضامين عالى و مطالب شامخى است كه فقط دست معصومين و راسخين در علم به آن مىرسد و كلمات متقدّمين از علما را نمىدانند مگر اشخاص فاضل و ... تا چه رسد به فهم قرآن كه مشتمل بر مطالب عالى و علم ما كان و ما يكون است پس قرآن در يك معنائى نسبت به غير اهل بيت اصلا ظهور ندارد (منع صغرا).
[١]وسائل الشّيعه/ ١٨/ باب ٦ از ابواب صفات قاضى حديث ٢٧.