إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١٤ - فرق ديگر بين قطع طريقى و قطع موضوعى
او مىتواند قطع خاصّى را در موضوع حكم خودش دخالت دهد. مثال- اذا قطعت بوجوب صلاة الجمعة يجب عليك التصدّق (در اين مثال قطع بوجوب نماز جمعه موضوع براى وجوب تصدّق است) شارع همانطور كه آزاد بود و قطع را در موضوع تصدّق دخالت داد همانطور هم مىتواند بگويد:
اگر قطع بوجوب نماز جمعه از طريق روايات حاصل شد وجوب تصدّق ثابت است امّا اگر قطع بوجوب نماز جمعه از غير روايات به دست آمد وجوب صدقه ثابت نمىباشد (اصل وجوب نماز جمعه يك حالت دارد و آن اينست كه: چه از راه روايت و چه از غير روايت اگر قطع نسبت بوجوب نماز جمعه حاصل شد نماز جمعه وجوب پيدا مىكند زيرا قطع نسبت به اصل وجوب نماز جمعه يك قطع طريقى است كه گفتيم از هر راهى به دست آيد داراى اثر است).
لذا در قطع موضوعى بايد دليل را ملاحظه كرد كه آيا از دليل، مطلق قطع استفاده مىشود يا قطع خاصّى مورد نظر است.
چنانچه قطع خاصّى لحاظ شده باشد بايد ديد چه خصوصيّاتى در آن اعتبار شده است آيا از نظر قاطع خصوصيّتى در نظر گرفته شده يا از نظر زمان و مكان قطع خصوصيّتى مورد توجّه است.
خلاصه: قطع موضوعى عقلى (قطع طريقى) ازهرجهت آزاد است يعنى اگر قاطع فرد معمولى باشد يا قطّاع باشد، اين قطع حجّيّت دارد.
اگر مورد قطع، احكام شرعى يا موضوعات احكام شرعى باشد باز هم قطع طريقى حجّت است اگر سبب قطع طريقى مقدّمات عقليّه باشد يا مقدّمات نقليّه باشد باز هم تفاوتى نمىكند و قطع حجّيّت دارد.