إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٠٤ - گاهى موافقت التزاميه ممكن نيست
محذورش اين است كه به تكليف مولا التزام قلبى پيدا نكردهايم و مرتكب كار ديگرى نشدهايم.
امّا اگر اصالة التخيير را بگيريم، لازمه اصالة التخيير، اين است كه گاهى آن حكمى را كه ما اختيار مىكنيم ضدّ تكليف مولا است در نتيجه به ضدّ تكليف مولا ملتزم شدهايم آيا ملتزم شدن به ضدّ تكليف مولا محذورش بيشتر است يا ملتزم نشدن به تكليف مولى؟ مسلما به ضدّ تكليف مولا ملتزم شدن محذور بيشترى دارد لذا ما در دوران بين المحذورين عدم التزام نسبت به حكم مولا را انتخاب مىنماييم كه محذور كمترى دارد.
٢مسئله موافقت التزاميّه از شئون تكليف است و انسان را وادار به موافقت التزاميّه مىنمايد.
به كدام موافقت التزاميّه وادار مىكند؟ مسلّم است كه انسان را وادار به موافقت التزاميّه نسبت به خود آن تكليف مىكند.
آيا تكليفى را سراغ داريد كه از حدّ خودش بيرون برود و بگويد:
شما مخيّر هستى بين اينكه به من ملتزم بشويد يا به ضدّ من التزام پيدا نماييد؟- در هيچ دليلى چنين اقتضايى تصوّر نمىشود- تكليف هميشه عملا و التزاما به خودش دعوت مىكند لذا مىگوييم اصالة التخيير مربوط به مقام عمل و موافقت عمليّه است و براى موافقت التزاميّه نمىباشد.
خلاصه: در ما نحن فيه ما بايد بگوييم به «ما هو فى الواقع ثابت» ملتزم مىشويم- به نحو اجمال- و چنانچه بگوييد التزام اجمالى به درد نمىخورد، ديگر راهى وجود ندارد جز اينكه موافقت التزاميّه را اصلا كنار بگذاريم.