إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٨٦ - اشكالات استدلال به آيه نفر
و لم يثبت هاهنا عدم الفصل، غايته عدم القول بالفصل(١).
آيا اگر كسى مصالح واقعى و مفاسد واقعى را رعايت كند حسن ندارد؟ بلا اشكال داراى حسن است.
چرا شما بين محبوبيّت حذر و وجوب حذر، گفتيد ملازمه هست؟
ما موردى براى شما تصوّر كرديم كه حذر براى ادراك مصلحت واقعى و اجتناب از مفسده واقعى از نظر عقل داراى محبوبيّت است و در عين حال بنظر عقل حذر، وجوبى هم ندارد عقل در جايى حكم به وجوب حذر مىكند كه مسئله عقوبت اخروى مطرح باشد بنابراين ملازمه عقلى را كه شما ثابت كرديد ما رد نموديم.
(١)امّا اينكه ملازمه شرعى وجود ندارد: شما ملازمه را از راه عدم الفصل ثابت كرديد امّا ما يك سؤال مىكنيم:
آيا واقعا فصلى محقّق نيست و يا اينكه كسى قائل به فصل نشده است؟
آيا اجماع مركّبى بر عدم الفصل قائم شده است يا اينكه از باب اتّفاق و تصادف كسى فصل، بين محبوبيّت حذر و وجوب حذر قائل نشده است؟
صرف عدم الفصل كه حجّيّتى ندارد بله اگر اجماع و اتفاقى بر عدم الفصل باشد حجّيّت دارد و چنين اتّفاق و اجماعى در بين نيست.
خلاصه: آيه شريفه مىفرمايد فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ ... كه غايت، مفادش محبوبيّت حذر است و محبوبيّت حذر با وجوب حذر نه ملازمه عقلى دارد و نه ملازمه شرعى.
لذا وقتى وجوب حذر ثابت نشد اين دليل بر اين است كه انذار هم حجّيّت و اعتبارى ندارد.
به عبارت ديگر: شما از طريق وجوب حذر مىخواستيد حجّيّت انذار را ثابت كنيد ولى وقت وجوب حذر ثابت نشد حجّيّت انذار هم ثابت نمىشود.