إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٨٠ - وجه اول
أحدها: ان كلمة (لعل) و إن كانت مستعملة على التحقيق في معناه الحقيقي، و هو الترجي الإيقاعي الإنشائي، إلا أن الداعي إليه حيث يستحيل في حقه تعالى أن يكون هو الترجي الحقيقي، كان هو محبوبية التحذر عند الإنذار، و إذا ثبت محبوبيته ثبت وجوبه شرعا، لعدم الفصل، و عقلا لوجوبه مع وجود ما يقتضيه، و عدم حسنه، بل عدم إمكانه بدونه(١).
هر گروهى، طائفهاى از آنان كوچ نمىكنند (و طائفهاى بمانند) تا در دين تعلّم و آگاهى پيدا كنند و به هنگام بازگشت بسوى قوم خود آنان را انذار نمايند تا (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خوددارى كنند (يك روح تحذّر در بين آنها پيدا شود).
مرحوم مصنّف مىفرمايند براى استدلال به اين آيه سه وجه ذكر كردهاند.
وجوه استدلال به آيه نفر
وجه اوّل:
(١)- كلمه «لعلّ» در «لعلّهم يحذرون» دلالت بر وجوب تحذّر مىكند به اين بيان كه وقتى منذرين مردم را نسبت به ترك واجب و فعل حرام انذار [١] مىكنند بر مردم هم واجب است كه منذرين را تصديق كنند و به قول آنان ترتيب اثر دهند.
سؤال: باتوجّه به اينكه لعلّهم يحذرون به حسب ظاهر دلالت بر وجوب حذر نمىكند شما وجوب را از كجا استفاده مىكنيد؟
قبلا مطلبى را بهعنوان مقدّمه بيان مىكنيم كه: مرحوم مصنّف در جلد اوّل كتاب اين مطلب را تذكّر دادهاند: كلماتى از قبيل لعلّ (براى ترجّى) وليت (براى تمنّى) و ادوات استفهام در مورد خداوند مستحيل است.
بيان ذلك: تمنّى و استفهام مربوط به كسى است كه عاجز و جاهل است و در مورد
[١]انذار- يعنى ترساندن و اين عمل منذرين و مخبرين است، امّا تحذّر عمل و حالت مخبر له مىباشد.