إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٣٣ - خلاصهاى از مباحث گذشته
و تعمّه أدلة اعتباره، و ينقسم بأقسامه، و يشاركه في أحكامه(١).
و إلا لم يكن مثله في الاعتبار من جهة الحكاية(٢).
و اما من جهة نقل السبب، فهو في الاعتبار بالنسبة إلى مقدار من الأقوال التي نقلت إليه على الإجمال بألفاظ نقل الإجماع، مثل ما إذا نقلت على التفصيل(٣).
تذكّر: در اجماع بنحو اجمال (نه تفصيل) اقوال را نقل مىكنند يعنى اجماع، نقل اقوال با يك عبارت جامع مىباشد.
(١)در اين صورت ادله حجّيّت خبر واحد شامل اين اجماع منقول مىشود.
و همانطور كه خبر واحد داراى اقسامى هست (خبر واحد صحيح، حسن، موثّق و غيره)، اين اجماع منقول هم داراى اقسام فوق هست.
گاهى ناقل اجماع فقيه امامى عادل است پس اجماع منقول او هم صحيح است گاهى ناقل اجماع عدالت ندارد وثاقت دارد و غيره.
و همچنين اين اجماع منقول احكام خبر واحد را پيدا مىكند (منجزيّت معذّريّت و ...).
(٢)امّا اگر منقول اليه با ناقل، اتّحاد عقيده ندارند و مبنايشان مختلف است در اين صورت اجماع منقول از جهت حكايت مسبّب مانند خبر واحد نيست و ادله خبر واحد اين مورد را شامل نمىشود.
(٣)آيا اجماع منقول از نظر نقل سبب (آرا و فتاواى علما) ارزشى دارد؟
اگر منقول اليه خودش زحمت مىكشيد و تكتك اقوال علما را (بهطور تفصيل) به دست مىآورد حجّيّت داشت.
اكنون هم كه ناقل اجماع زحمت كشيده است و اقوال علما را بنحو اجمال برايش نقل كرد است حجّيّت دارد و مثل اين است كه عادلى اين اقوال را تفصيلا براى منقول اليه نقل كرده باشد.