إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٢٥ - امر دوم الفاظ حاكى از اجماع مختلف هستند
أو حسا و هو نادر جدا(١).
و أخرى لا ينقل إلا ما هو السبب عند ناقله، عقلا أو عادة أو اتفاقا،(٢).
فرض كنيد كسى در رابطه با نماز جمعه ادّعاى اجماع كرده است كه: «صلاة الجمعة واجبة» اين اجماع به انحاء مختلفى تصوّر مىشود.
الف- گاهى ناقل اجماع سبب (اقوال علما) و مسبّب (قول معصوم عليه السّلام) را نقل مىكند كه اين خود دو قسم است:
١ناقل حدسا قطع به قول معصوم عليه السّلام پيدا مىكند و قطعش مستند به حواس پنجگانه نيست.
تذكّر: مراد از حدس در ما نحن فيه در مقابل حس است و اين اجماع حدسى شامل ملازمه عقليّه (قاعده لطف) و ملازمه عاديّه و اتّفاقيه (اجماع حدسى) مىشود. و واضح است كه غالب اجماعات هم مستند به حدس است.
(١)- ٢ گاهى هم ناقل اجماع، سبب و مسبّب را عن حسّ نقل مىكند كه اين نوع اجماع بسيار كم مىباشد و دو مصداق دارد:
الف- بنحو اجماع دخولى: كه مثلا مجلسى بوده است كه علما در آنجا جمع بودند و اتّفاق بر حكمى نمودند و ناقل اجماع علم اجمالى پيدا كرده است كه امام عليه السّلام هم در آن مجلس وجود داشته است.
ب- بنحو اجماع تشرّفى: چون ناقل از اولياء اللّه بوده است و لياقت پيدا كرده است لذا خدمت حضرت مهدى (ارواحنا فداه) رسيده است و حكمى را از ايشان شنيده ولى به عللى آن حكم را بصورت اجماع نقل نموده است.
(٢)ب: گاهى ناقل اجماع فقط سبب را نقل مىكند كه اين «سبب» در نزد خودش باعث شده است قطع به قول امام عليه السّلام پيدا كند و اين سبب به چند صورت تصوّر مىشود: