إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١٥ - آيا قول لغوى حجت است
و المتيقن من ذلك إنما هو فيما إذا كان الرجوع يوجب الوثوق و الاطمئنان، و لا يكاد يحصل من قول اللغوي وثوق بالأوضاع(١).
بل لا يكون اللغوي من أهل خبرة ذلك، بل إنما هو من أهل خبرة موارد الاستعمال، بداهة أن همه ضبط موارده، لا تعيين أن أيّا منها كان اللفظ فيه حقيقة أو مجازا، و إلا لوضعوا لذلك علامة، و ليس ذكره أوّلا علامة كون اللفظ حقيقة فيه، للانتقاض بالمشترك(٢).
در ما نحن فيه ما چنين اجماعى را تحصيل نكردهايم.
٢اجماع منقول- بعدا بحث مىكنيم كه حجّيّت ندارد مخصوصا در مسائلى كه مقدارى جنبه عقلائى دارد چون انسان احتمال مىدهد كه علما به استناد همان بناى عقلا ادّعاى چنين اجماعى را نمودهاند (نه بعنوان كشف از رأى معصوم عليه السّلام).
و در اين مسئله هم ما احتمال مىدهيم كه علما به استناد مبناى عقلا كه هر جاهلى به عالم در فن خودش مراجعه مىكند چنين اجماعى را ادّعا كردهاند.
(١)چه مانعى دارد كه مبناى عقلا دليل بر حجّيّت قول لغوى باشد؟
اوّلا: اين مبناى عقلا (رجوع جاهل به عالم) اطلاق ندارد كه دليل حجّيّت قول لغوى باشد و ما بتوانيم به آن تمسّك كنيم.
بلكه در مواردى است كه از قول عالم و اهل خبره وثوق و اطمينان شخصى حاصل بشود امّا مدّعاى شما اين است كه ما به قول لغوى عمل كنيم خواه وثوق و اطمينان براى ما حاصل بشود يا نشود.
(٢)ثانيا: اصلا ما خبرويّت لغوى را قبول نداريم.
لغوى يك فردى است كه تتبّع نموده است و موارد استعمال الفاظ را پيدا كرده است و لذا لغوى در كتاب لغت معناى حقيقى و مجازى را مشخص نكرده است و شاهد بر اين مطلب اين است كه او علامت و نشانهاى براى تشخيص معنى حقيقى از مجازى تعيين ننموده است.