إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠٠ - مرحوم آقاى آخوند«ره» مىفرمايند ادعاى تحريف قرآن بعيد نيست
و لو سلّم، فلا علم بوقوعه في آيات الأحكام، و العلم بوقوعه فيها أو في غيرها من الآيات غير ضائر بحجية آياتها، لعدم حجية ظاهر سائر الآيات(١).
اينجاست كه اينها دچار مشكل شدهاند.
نظر مصنّف اين است كه: ظواهر قرآن حجّت است چون شايد تحريف در مصرّحات [١] قرآن بوده است و ما قطع نداريم كه تحريف در ظواهر قرآن واقع شده باشد.
(١)اگر بپذيريم كه تحريف هم در مصرّحات قرآن و هم در ظواهر آن بوده است باز مىگوئيم ظواهر قرآن حجّت است.
چون ما ظاهر آيات الاحكام قرآن را مىخواهيم حجّت قرار بدهيم و نمىدانيم كه در ظواهر مربوط به آيات الاحكام تحريف شده است يا نه.
لذا مىگوئيم ظواهر آيات الاحكام حجّت است.
ما اينجا نكتهاى را بيان مىكنيم كه:
حجّيّت داراى چهار اثر بود: منجزيّت، معذّريّت، مسئله انقياد، و مسئله تجرّى، مرحوم مصنّف مىفرمايند كه:
ما حجّيّت به اين معنا را در آيات الاحكام لازم داريم پس مانعى ندارد كه ما ظواهر آيات الاحكام را حجّت بدانيم امّا براى ظواهر ساير آيات حجّيّت به اين معنا قائل نشويم.
آيا اين فرمايش درستى است؟؟
آيا حديث ثقلين مىگويد فقط آيات الاحكام قرآن را بگيريد و عمل كنيد؟
آيا قرآن فقط كتاب احكام است؟
آيا قرآن فقط شبيه توضيح المسائل است كه احكام عمليّه را بيان كند؟
[١]مثلا تحريف در آياتى بوده است كه تصريح به ولايت حضرت على عليه السّلام و مسائل اعتقادى كرده است (چنين چيزى نبوده و ما روى مبناى مصنّف بحث مىكنيم).
إيضاح الكفاية ؛ ج٤ ؛ ص٢٠١