إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٩٦ - جواب مصنف نسبت به ادله محدثين
٣- حمل الظّاهر على الظّاهر.
لكن ما فقط در برابر روايات تفسير به رأى قرار نگرفتهايم بلكه چند طايفه ديگر از روايات داريم كه ما را مأمور به مراجعه به قرآن مىنمايد از جمله:
الف: حديث ثقلين [١]- ما را مأمور مىكند كه به قرآن مراجعه كنيم و به آن تمسّك نمائيم.
ب: در باب تعارض خبرين رواياتى هست كه مىگويد هركدام از خبرين متعارضين كه موافق كتاب بود آن را اخذ كنيد، من و شما بايد موافقت آن را با قرآن تشخيص دهيم.
ج: المؤمنون عند شروطهم الا شرطا خالف كتاب اللّه- اين مخالفت با كتاب اللّه را من و شما بايد تشخيص دهيم.
د: راويان به خود اجازه مىدادند كه از امام سؤال كنند كه فلان حكم را شما از كجا به دست آورديد مثلا زراره در مورد مسح سر از امام سؤال مىكند «من اين علمت انّ المسح ببعض الرّأس» امام در جواب مىفرمايند: «لمكان الباء برءوسكم» يعنى اين مطلب در قرآن هست يعنى قرآن مورد استدلال و استناد قرار مىگرفت.
تمام اينها دلالت مىكند كه ظواهر قرآن حجّيّت دارد و اين روايات به خصوص مصرّحات قرآن كه ارجاع نمىدهد و از طرفى مىدانيم آياتى كه در مورد احكام باشد و از مصرّحات بوده، كم است.
البتّه مرحوم آقاى آخوند شايد مبالغه مىكنند كه مىفرمايند: آياتى كه نص در
[١]انّى تارك فيكم الثّقلين، كتاب اللّه و عترتى اهل بيتى ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا بعدى ابدا الا و انّهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض.