إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨٦ - حجيت ظواهر الفاظ نسبت به كسانى كه مقصود به افهام نيستند
و لذا لا يسمع اعتذار من لا يقصد إفهامه إذا خالف ما تضمنه ظاهر كلام المولى، من تكليف يعمه أو يخصه، و يصح به الاحتجاج لدى المخاصمة و اللجاج، كما تشهد به صحة الشهادة بالإقرار من كل من سمعه و لو قصد عدم إفهامه، فضلا عما إذا لم يكن بصدد إفهامه(١).
ظاهرا مرحوم محقّق قمى- صاحب قوانين- فرمودهاند كه ظواهر الفاظ براى مقصودين به افهام حجّيّت دارد و امّا براى غير مقصودين به افهام حجّت نمىباشد.
(١)مرحوم مصنّف براى عدم اعتبار تفصيل سوّم استدلال مىكنند كه:
اگر كسى با ظاهر كلام مولا مخالفت كند كه عموم تكليف مولا شامل غير مقصودين به افهام بود و يا حتّى اگر آنكه داراى تكليفى است كه مخصوص به غير مقصودين به افهام بود، و بعد آن عبد عذر بياورد كه من مقصود به افهام نبودم، عذرش مسموع نيست (مشروط بر اينكه اين عبد برآن كلام مولا اطّلاع پيدا كند).
مثال: مولا زيد را مخاطب قرار مىدهد و مىگويد عمرو بايد فردا فلان كار را انجام بدهد و عمرو هم اين كلام را مىشنود. در اين صورت اگر عمرو با ظاهر كلام مولا مخالفت بكند و بعد عذر بياورد كه من مقصود به افهام نبودم، اين عذر مسموع نيست و اين دلالت مىكند كه:
اگر مقصود به افهام هم نباشد ظواهر كلام براى او حجّت است.
مرحوم آقاى آخوند شاهدى هم بر اين مطلب مىآورند كه: اگر زيد براى عمرو اقرار بكند كه من فرضا مرتكب قتلى شدهام، در اين صورت:
در محكمه شرع براى ساير افراد صحيح است كه شهادت بر اقرار زيد بدهند در حالى كه مقر (زيد) قصد افهام اين افراد را نداشته است (مشروط بر اينكه سايرين اقرار زيد را شنيده باشند) در اين شهادت زيد نمىتواند ادّعا كند كه من قصد افهام سايرين را