دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٥ - ٢ عنوان حسبه
روزى به بازار آمد، تودهاى از خرما را ديد كه روى هم ريخته، حضرت دست خود را داخل آن كرد و در آن ترى و نمناكى يافت، فرمود:
«ألا من غشّنا فليس منّا
؛ آگاه باشيد! هر كس كه با ما (مسلمانان) تقلب نمايد، از ما نيست». [١]
٣. امام باقر عليه السلام نقل مىكند كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در بازار مدينه عبور مىكرد، طعامى را ديد. به صاحب آن گفت: طعامت چقدر خوب و تميز است! آنگاه از قيمتش پرسيد؟ در همين حال، خداوند به آن حضرت وحى كرد كه دستش را در آن طعام فرو برد (و آن را زير و رو نمايد) رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين كرد و از ميان آن، جنسهاى نامرغوب را بيرون آورد (روشن شد كه فروشنده تقلّب كرده است) آنگاه فرمود:
«ما أراك إلّاوقد جمعت خيانةً وغشّاً للمسلمين
؛ تو خيانت و تقلّب با مسلمانان را با هم جمع كردى». [٢]
٤. على عليه السلام به بازار مىآمد و مىفرمود:
«يا أهل السّوق، إتّقوا اللَّه وإيّاكم والحلف، فإنّه ينفق السِّلعة، ويمحق البركة، فإنّ التّاجر فاجر إلّامن أخذ الحقّ وأعطاه
؛ اى بازاريان تقواى الهى پيشه كنيد و از سوگند بپرهيزيد! چرا كه سوگند خوردن هر چند كالايتان را به فروش مىرساند ولى بركت را مىبرد.
تاجر فاجر و گنهكار است مگر آن كس كه حق را بگيرد و بدهد (روى موازين حق معامله كند)».
در ادامه روايت آمده است كه آن حضرت پس از چند روز، بار ديگر در بازار، همين سخنان را تكرار مىكرد. [٣]
مطابق نقل كنزالعمّال على عليه السلام در بازار، جايگاهى داشت كه هرگاه به بازار مىآمد روى آن مىايستاد و همين جملات را بيان مىفرمود. [٤]
٥. امام باقر عليه السلام فرمود: «على عليه السلام هر روز به بازار كوفه مىآمد، در حالى كه تازيانه بر دوش خود مىگذاشت و از بخشهاى مختلف بازار بازديد مىكرد. آن حضرت كنار هر قسمتى از بازار مىايستاد و مىفرمود:
يا معشر التّجار ...
و آنها را نصيحت مىكرد». [٥] (تازيانهاى كه حضرت با خود حمل مىكرد براى اين بود كه افراد سركش را با آن تعزير كند).
٦. اصبغ بن نباته مىگويد: با على عليه السلام همراه شدم، آن حضرت در بازارمىگشت و كيلهاوترازوها را كنترل مىكرد و بازاريان را به دقت در پيمانه و ترازو فرمان مىداد:
(... وهو يطوف فى السوق، يوفى الكيل والميزان ... فيأمرهم بوفاء الكيل والميزان). [٦]
گاه آن حضرت براى فروشندگان خاص، دستور ويژهاى مىداد؛ مثلًا مطابق روايتى وارد بازار شد
[١]. مستدرك حاكم، ج ٢، ص ٩.
[٢]. وسائل الشيعه، ج ١٢، ص ٢٠٩، ح ٨.
[٣]. مستدرك الوسائل، ج ١٣، ص ٢٥٠، ح ١٥٢٧٤. شبيه به اين روايت در كنز العمال، ج ٤، ص ١٧٥، ح ١٠٠٤٣ آمده است. در پاورقى بحار (ج ٤٠، ص ٣٣٢) «ينفق السلعة» به معناى ينفد و يفنى (از بين مىبرد و نابود مىكند) تفسير شده است كه بنابراين، معناى جمله اين مىشود كه سوگند هم متاع را از بين مىبرد و هم بركت را.
[٤]. ر. ك: كنز العمال، ج ٤، ص ١٧٥، ح ١٠٠٤٣.
[٥]. كافى، ج ٥، ص ١٥١، ح ٣. در انساب الاشراف (ص ١٤٠) نيزآمده است: كان على عليه السلام يطوف فى السوق و معه درّة.
[٦]. بحارالانوار، ج ٤١، ص ٢٧١.