دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٥ - ٥ تحكيم ارزشهاى معنوى و اخلاقى
نيز مىباشد يعنى اسلام و حكومت اسلامى مىخواهد با برپايى نظام اقتصادى از جمله از چيزهايى را كه در جامعه حاكم كند معنويت و اخلاق بوده باشد.
قرآن كريم هم به دورى از قذارت و خباثت ظاهرى و باطنى مأكولات امر و روى عناوينى چون «طيّبات» و «حلالًا طيّباً» تكيه مىكند و هم در كنار آن شكر و سپاس را طالب است «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُوا للَّهِ إِنْ كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ» [١] و يا در عرض آن از پيروى از شيطان «يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِى الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّباً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ» [٢] و از فساد در زمين «كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِى الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ» [٣] نهى مىكند و يا به تقواى الهى امر مىفرمايد «وَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمْ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّباً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ» [٤] و در جايى ديگر در كنار امر به بهرهمندى از نعمتهاى الهى، به پرداخت حقوق مالى امر و از اسراف نهى مىكند «... كُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَايُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ» [٥] و يا «اكل از طيّبات» را در كنار انجام «عمل صالح» طلب مىكند و خطاب به همه انبياء مىفرمايد: «يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنْ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحاً إِنِّى بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ». [٦]
قرآن كريم وقتى مىخواهد نظام اقتصادى بالنده و رشد يافته قوم سبأ را به تصوير بكشد اوّلًا با جهتدهى به نگاههايى كه پيشرفتهاى اقتصادى را تنها به عنوان يك پيشرفت مادى مىنگرند از «مسكن» و محل سكونت آنان به عنوان آيتى بزرگ از آيات الهى ياد مىكند زيرا آنها با فنّ سدسازى، آب و سيلابى كه مايه خرابى است را وسيله آبادانى و شكوفايى اقتصادى قرار دادند «لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِى مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ» [٧] ثانياً ارزش معنوى «شكر» را به همراه بهرهورى مادّى از آنان طلب مىكند «كُلُوا مِنْ رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ» [٨]. ثالثاً از شهر يا آبادى آنان به «بلده طيّبه» اى كه از طريق شكرگزارى و حاكميت ارزشهاى دينى و اخلاقى آباد شده و مىتواند مغفرت پروردگار را به همراه داشته باشد تعبير مىفرمايد: «بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ» [٩] و رابعاً از پيامدهاى ناگوار كفرانها و عقوبت حاصل از بىاعتنايى به طبقه محروم كه سرانجام دامنگير همان قوم سبأ شد ياد مىكند و مىفرمايد: آنها چون از ياد خدا غافل شدند و با فراموش كردن مسائل اخلاقى و ارزشهاى معنوى، مست نعمت گشتند و اغنياى آنها بر تهيدستان فخر فروختند شلاق مجازات الهى بر پيكر آنها نواخته شد «فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ» [١٠] بهگونهاى كه باغات وسيع و پرنعمت
[١]. بقره، آيه ١٧٢.
[٢]. بقره، آيه ١٦٨.
[٣]. بقره، آيه ٦٠.
[٤]. مائده، آيه ٨٨.
[٥]. انعام، آيه ١٤١.
[٦]. مؤمنون، آيه ٥١.
[٧]. سبأ، آيه ١٥.
[٨]. سبأ، آيه ١٥.
[٩]. سبأ، آيه ١٥.
[١٠]. سبأ، آيه ١٦.