دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥ - مقدّمه دورنماى وحشتناك
اقتصاد جهانى در ميان بنبستها و چالشها
مقدّمه: دورنماى وحشتناك
بيش از دويست سال است كه از نظريه اقتصادى بنيانگذار مكتب اقتصاد كلاسيك [١] كه بر اساس بازار آزاد پايهگذارى شده است، مىگذرد، [٢] هر چند در اين مدت فرضيههاى ديگرى در جهان سرمايهدارى عرضه شده، ولى همه اين نظريات بر مبناى بازار آزاد و «دستگاه سود و نفع شخصى» استوار است. در اين نظريه «يگانه مسئوليت اجتماعى انسان آن است كه سودش را افزايش دهد» [٣] و با افتخار اعلام مىشود: «اصل اوليّه علم اقتصاد اين است كه انگيزه هر عامل (فعّال اقتصادى)، فقط سود شخصى است». [٤].
اقتصاد غرب كه با بيرون راندن اخلاق و دين مسيحيت در عرصه فعاليتها آغاز شد، به شك درباره خدا و مخالفت با حضور خداوند در عرصههاى اجتماعى از جمله اقتصاد انجاميد. آنها خداوند را «سازنده ساعتى» مىپنداشتند كه وجودش براى آغاز حركت «ماشين جهانى نيوتن» و براى تضمين حركت عادى آن ضرورت دارد، بدون اينكه در كار آن دخالتى داشته باشد.
وقتى در مورد خداوند ترديد باشد و يا خدا اهميتى در زندگى بشر نداشته باشد، ديگر فرصتى براى زندگى پس از مرگ و يا توقف در جايگاه محاسبه در مقابل خداوند باقى نمىماند. در اين فضا كه براى زندگى، هدفى نهايى وجود نباشد، ديگر مجالى براى ارزشهاى والايى كه انسان به سبب آنها زندگى مىكند، نيست. در اين صورت همه چيز مباح و مجاز شمرده مىشود و همانطور كه «ژان پل سارتر» مىگويد: «آزادى انسانى، يگانه بنياد ارزشها مىگردد و هيچ نيازى به توجيهات ديگرى براى ارزشهايى كه انسان بر مىگزيند، نيست». [٥]
[١]. آدام اسميت (م ١٧٩٠).
[٢]. ر. ك: اقتصاد توسعه يك الگوى جديد، ص ٢٥.
[٣].
١.،) ٢٧٩١ (،. ٣٣١.
[٤]. ٢...،:) ١٨٨١ (،. ٦١.
[٥]. ر. ك: اسلام و چالش اقتصادى، ص ٥٥-/ ٥٧.