دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٦ - د بهترين انسان كسى كه سربار جامعه نباشد
روزى و كار و تلاش از منزل خارج مىشد [١] و امام صادق عليه السلام بيل به دست مىگرفت و در باغ خويش كار مىكرد و عرق مىريخت. كسى به ايشان عرض كرد: اجازه بدهيد من به جاى شما كار كنم؛ فرمود:
«إنّى احبّ أن يتأذّى الرّجل بحرّ الشّمس في طلب المعيشة
؛ من دوست دارم كه انسان در طلب معيشت و روزى، با حرارت آفتاب آزار ببيند». [٢]
پاسخ به يك سؤال:
گاه مىپرسند: اگر سيره انبيا و اوليا، كار وتلاش بوده، چرا بسيارى از بزرگان دين، فضلا، اساتيد و طلّاب در حوزهها از بيتالمال استفاده مىكنند؛ نه تنها در حوزههاى شيعى كه در حوزههاى اهل سنّت نيز همين معنا وجود دارد؟ پاسخ اين سؤال روشن است؛ انبيا و اوليا براى كسب علم و دانش نياز به مطالعه و درس خواندن و زحمت تحصيل علم نداشتند در حالى كه يك عالم دينى گاه بايد سى سال تمام به طور جدّى به تحصيل علوم دين بپردازد تا به مقام اجتهاد برسد.
به خصوص در عصر و زمان ما علوم اسلامى به قدرى گسترده شده است كه فراگيرى تمام رشتههاى آن براى يك عالم دينى ممكن نيست، بلكه ناچار است يك يا چند رشته را انتخاب كند و در آن متخصّص و صاحب نظر شود. حوزههاى علميّه شبيه دانشگاههاست؛ آيا مىتوان به دانشجويان و اساتيد دانشگاه ايراد گرفت كه چرا دنبال كسب و كار نمىروند؟!
بنابراين، ايراد مزبور ناشى از نوعى سطحىنگرى و عدم آگاهى از وضع علماى دين و اساتيد و طلاب در حوزههاى علميه است.
د. بهترين انسان كسى كه سربار جامعه نباشد
روشن است كسى كه به كار و تلاش نپردازد و به تأمين معاش خويش همت نگمارد، بايد از دسترنج ديگران بهره گيرد و مىدانيم كه سربار جامعه شدن مورد نكوهش شديد اسلام است.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«خَيركم مَنْ لم يترك آخرته لدنياه و لا دنياه لآخرته و لم يكن كَلًاّ علَى النّاس
؛ بهترين شما كسى است كه آخرت و كارهاى اخروى را براى دنيا (اشتغال به كارهاى مربوط به آن) از دست ندهد و دنيا (بهرهمندى از مواهب دنيوى) را هم براى آخرت ترك نكند و سربار جامعه نگردد». [٣]
در حديث ديگر از آن حضرت آمده است:
«ملعون مَنْ ألقى كَلَّهُ علَى النّاس
؛ كسى كه هزينه زندگى خود را بر دوش ديگران اندازد از رحمت خدا دور است». [٤]
طبيعى است كه زاهد مسلمان براى سربار ديگران نشدن و محتاج به دسترنج ديگران نبودن؛ به
[١]. وسائلالشيعه، ج ١٢، ص ٤٣، ح ٤.
[٢]. همان، ص ٢٣، ح ٧.
[٣]. كنز العمال، ج ٣، ص ٢٣٨، ح ٦٣٣٦.
[٤]. وسائل الشيعه، ج ١٢، ص ١٨، ح ١٠.