دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٧ - مقدّمه
دست مىدهد و در نتيجه توازن اقتصادى و مالى جامعه به هم مىخورد و با بروز فاصله طبقاتى عميق، مشكلات فراوانى فراروى فرد و جامعه پديد مىآيد و گاه زمينه انفجار و انقلابهاى اجتماعى فراهم مىشود.
اضافه بر اين در نگاه دين، آنان كه با تراكم اموال، درصدد ارضاى حرص فزونطلبى خويشند، در واقع موجوديت خود را به خطر مىاندازند. اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد:
«من يستأثر من الأموال يهلك؛
آن كس كه (انحصارگرايانه) مال را به خود اختصاص دهد نابودى خويش را رقم مىزند». [١]
در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم:
«من سعى على التكاثر فهو فى سبيل الشيطان
؛ هر كس براى مال اندوزى تلاش كند در مسير شيطان قرار دارد». [٢] تحليلهاى اقتصادى امروز و شواهد تاريخى نيز اين واقعيت را اثبات كرده كه ثروتاندوزى گروهى از صاحبان سرمايه، عامل شورشها و يا حتى تغيير نظام اقتصادى جامعه شده است.
مطابق حديث امام باقر عليه السلام خداوند، مال و سرمايه را چارهساز امور زندگانى دنيا و سامانبخشى كار خلق قرار داده است. آن حضرت درباره درهم و دينار مىفرمايد:
«جعلها اللَّه مَصِحَّةً لخلقه و بها تستقيم شؤونهم و مطالبهم». [٣]
در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم:
«إنّما أعطاكم اللَّه هذه الفضول من الأموال لتوجّهوها حيث وجّهها اللَّه ولم يعطكموها لتكنزوها
؛ اين اموالِ اضافى (مازاد بر نياز) را خداوند به شما داده است تا در مسيرى كه خداوند معيّن فرموده به جريان بيندازيد و آن را براى انباشتن در اختيار شما قرار نداده است». [٤]
در كلامى ديگر از اميرمؤمنان عليه السلام مىخوانيم كه امساك و انباشتن مايه فتنه است:
«إنّ إمساكه (المال) فتنة». [٥]
آرى اسلام گذشته از آن كه نفس اين عمل (مالاندوزى) را آكنده از شرارت و سبب فتنه مىداند و مجازاتهاى سنگينى را براى آن وعده داده و آن را ممنوع و حرام كرده است؛ با استفاده از اعمال سياستهاى خاص فرهنگى و تربيتى از سويى و استفاده از ابزارهاى حقوقى و اجتماعى از سوى ديگر، سياست خويش را بر اصل «تمركز زدايى ثروتها» پايهريزى كرده است و تمام خطوطى را كه منتهى به فساد مالى شود تحريم نموده است.
مىتوان جريان مال و سرمايه را از نگاه دين به جريان خون در بدن تشبيه كرد كه بايد به صورت متوازن در سراسر بدن جريان داشته باشد به گونهاى كه اگر خون در گوشهاى از بدن متراكم شود، باعث بيمارى و فساد، و كم خونى در ساير قسمتها مىشود. تراكم سرمايه در دست طبقهاى خاص، موجب فقر و نادارى در طبقات ديگر است.
[١]. تحف العقول، ص ٢١٧؛ بحارالانوار، ج ٧٥، ص ٥٦، ح ١١٨.
[٢]. سنن كبرى بيهقى، ج ٩، ص ٢٥؛ كنزالعمال، ج ٤، ص ١٢، ح ٩٢٥٢.
[٣]. بحارالانوار، ج ٧٠، ص ١٣٨.
[٤]. كافى، ج ٤، ص ٣٢، ح ٥.
[٥]. مسند احمد، ج ٥، ص ٥٨.