دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣١ - الف رذيله بخل
«برىءٌ من الشُّحَّ من أدّى الزكاة». [١]
حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم:
«عجبتُ للبخيلِ يستعجِلُ الفَقْرَ الذي منه هربَ و يفوته الغنى الذي إيّاه طلب
؛ در شگفتم از انسان بخيل كه به سوى فقرى مىشتابد كه از آن گريزان است و ثروتى را از دست مىدهد كه در جستجوى آن است». [٢]
چنين فردى با سلب راحتى و آرامش خود، تنها به انباشته كردن اموال مىپردازد و از اين طريق ثروتهاى زيادى را ويژه خويش مىسازد.
همان حضرت مىفرمايد:
«لايبقى المالُ إلّا لِبَخيلِ
؛ نزد كسى جز آدم بخيل ثروت نگه داشته نمىشود». [٣]
در حديثى از امام على بن موسى الرضا عليه السلام مىخوانيم:
«لا يَجْتمعُ المالُ إلّابخصالٍ خمس: ببخلٍ شديدٍ ...
؛ مالاندوزى صورت نمىپذيرد جز در سايه پنج خصلت كه يكى از آنها بخل شديد است ...». [٤]
شخص مبتلا به بخل در واقع خزانهدارى است كه اموال را در خزانه روى هم انباشته مىكند و نهايتاً بىآنكه خود از آن بهرهاى برده باشد با مرگش انبوهى از ثروت را به وارثان و بازماندگان منتقل مىكند.
اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد:
«البخيلُ خازنٌ لوارثِهِ
؛ آدم بخيل براى وارثان خود خزانهدارى مىكند». [٥]
روشن است كه انباشته شدن اموال در خزانه، به معناى خارج شدن آنها از چرخه توليد است و اين عمل ركود اقتصادى جامعه را به دنبال خواهد داشت؛ چنانكه اميرمؤمنان عليه السلام در حديث پرمعناى ديگرى مىفرمايد:
«آفة الإقتصاد البخل
؛ بخل آفت اقتصاد است». [٦]
شايد اين سخن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه فرمود:
«أىّ داءٍ أدوأ من البخل
؛ چه دردى بدتر از بخل؟» [٧] اشاره به همين نكته باشد كه بخل عامل اصلى ركود اقتصادى است و در پى آن، فقر و بيچارگى توده عظيمى از مردم جامعه را در كام خود فرو مىبرد.
جالب آنكه قرآن هشدار مىدهد بخل منشأ تغييرات اساسى در نهادهاى اجتماعى و موجب پديد آمدن انقلابهاست: « «هَا أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَّنْ يَبْخَلُ وَمَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَنْ نَّفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِىُّ وَأَنْتُمْ الْفُقَرَاءُ وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ»؛ آرى! شما همان گروهى هستيد كه براى انفاق در راه خدا دعوت مىشويد؛ ولى بعضى از شما بخل مىورزند و هر كس بخل ورزد، نسبت به خود بخل ورزيده (و خود آسيب مىبيند) ... و هر گاه سرپيچى كنيد خداوند گروه ديگرى را به جاى شما مىآورد». [٨]
[١]. كنزالعمّال، ج ٤، ص ٤٤٩، ح ٧٣٩٣.
[٢]. نهجالبلاغه، حكمت ١٢٦؛ بحارالانوار، ج ٦٩، ص ١٩٩، ح ٢٨.
[٣]. غررالحكم، ح ٨٣١١.
[٤]. عيون اخبار الرضا، ج ١، باب ٢٨، ح ١٣؛ خصال صدوق، ص ٢٨٢.
[٥]. عيون الحكم و المواعظ، ص ٢٦؛ غررالحكم، ح ٦٥١١.
[٦]. غررالحكم، ح ٦٥١٩؛ ميزان الحكمة، ج ١، ص ٨٥.
[٧]. كنز العمال، ج ٣، ص ٤٤٩، ح ٧٣٨٩.
[٨]. محمد، آيه ٣٨.