دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢ - جمعبندى
وضع قوانين و مقررات، از ويژگىهاى دين اسلام است كه نشان از انسانشناسى اين آئين آسمانى دارد، لذا شاهد هستيم اسلام در مسئله اقتصاد و دارايى- برخلاف همه مكاتب اقتصادى دنيا- تنها به قدرت اقتصادى نمىانديشد، بلكه در عين توجه به قدرت اقتصادى، با باريك انديشى خاصى به توان روحى انسان نيز عنايت دارد. در اين بينش، انسان بايد به قدرى از قدرت روحى و كمال انسانى برخوردار باشد كه اگر همه دنيا را هم در اختيارش قرار دهند، بنده و اسير آن نگردد و اگر روزى، همه آن را از او سلب كنند گرفتار شكست روحى نشود.
اين همان چيزى است كه اميرمؤمنان على عليه السلام در تعريف زهد اسلامى فرموده است:
«الزهد بين كلمتين من القرآن، قال اللَّه سبحانه:
«لِّكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ» [١]
ومَن
لم يأس على الماضى ولم يفرح بالآتى فقد أخذ الزهد بطرفيه
؛ همه زهد در دو جمله از قرآن آمده است، خداوند مىفرمايد: «تا برگذشته تأسف مخوريد و به آنچه بهدست مىآوريد دلبسته نباشيد»، بنابراين آن كس كه غم گذشته نمىخورد و به آنچه بهدست مىآورد دلبسته نيست هر دو جانب زهد را در اختيار گرفته است». [٢]
در اين نگاه، دنيا نه تنها در برابر آخرت نيست، بلكه دقيقاً در مسير آخرت قرار دارد، لذا اهتمام به امر دنيا تا جايى است كه گويا هميشه در دنيا مىماند و توجه به آخرت نيز تا آنجا است كه گويا عمر دنيا سرآمده است. اين نوع نگرش، ويژه دين اسلام است و در هيچ مكتب و آئينى نظير ندارد.
در روايت مشهورى از امام موسى كاظم عليه السلام مىخوانيم:
«إعمل لدنياك كأنّك تعيش أبداً واعمل لآخرتك كأنّك تموت غداً». [٣]
به همين دليل در اين فرهنگ، كار و تلاش نه تنها مورد تأكيد و تشويق قرار مىگيرد، بلكه عبادتى بزرگ محسوب مىشود.
ابن اثير در شرح حال سعد انصارى مىنويسد:
هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از جنگ تبوك بر مىگشت سعد انصارى به استقبال آن حضرت شتافت و با وى مصافحه كرد، پيامبر فرمود:
«ما هذا أكبت [٤] يديك؟ قال: يا رسول اللَّه صلى الله عليه و آله
أضرِبُ بالمَرّ والمِسحاة، فأنفقه على عيالي، فقبّل يده رسول اللَّه صلى الله عليه و آله وقال: هذه يدٌ لا تمسّها نارٌ
؛ چه چيز باعث زبرى دستت شده است؟ عرض كرد: اى رسول خدا! من براى تأمين مخارج خانوادهام با بيل و كلنگ كار مىكنم (اينها اثر آن است) آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله بر دست او بوسه زد و فرمود: اين دستى است كه آتش دوزخ آن را نمىسوزاند». [٥]
با توجه به اين مقدمه، گفتنى است روايات مربوط به اهميت كار و تلاش، كسب و تجارت، طلب روزى حلال، توسعه و آبادانى، خودكفايى و استقلال
[١]. حديد، آيه ٢٣.
[٢]. نهجالبلاغه، حكمت ٤٣٩.
[٣]. من لايحضره الفقيه، ج ٣، ص ١٥٦، ح ٣٥٦٩.
[٤]. أكبت، أي أخشن.
[٥]. اسد الغابة، ج ٢، ص ٢٦٩، تاريخ بغداد، ج ٧، ص ٣٥٣.