دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٦ - الف ريشههاى روى آوردن به اسراف و مصرفگرايى
است؛ يعنى ممكن است چيزى براى شخص فقير اسراف باشد؛ ولى همان چيز براى شخص غنى يا براى همان شخص در زمان يا مكان ديگر، اسراف محسوب نشود و يا شخصى با خريد كالايى مسرف محسوب شود؛ ولى شخص ديگر با خريد همان كالا مسرفتر به حساب آيد.
همانگونه كه در چند روايت گذشته اشاره شد، امام صادق و امام باقر عليهما السلام از لباسهاى بهترى نسبت به زمان رسول خدا و اميرمؤمنان استفاده مىكردند و چون مورد اعتراض قرار مىگرفتند به اختلاف زمانها اشاره مىكردند.
اينك پرسش اساسى اين است كه معيار شناسايى اسراف و عدم اسراف چيست؟ و با انجام كدام و چه مقدار از عمل، اسراف تحقق مىيابد؟
با استفاده از روايات اين باب مىتوان به سه امر ذيل به عنوان ملاك صدق اسراف و تبذير اشاره كرد:
١. نخست آنكه مصرف مال، به هدر دادن و تلف كردن آن بيانجامد؛ مثل دور ريختن آب اضافى حتى از يك ليوان يا زياد مصرف كردن آب هنگام وضو كه در روايات از آن به «اسراف» ياد شده است.
در حديثى از امام رضا عليه السلام مىخوانيم:
«إنّما الإسراف فيما أتلف المال ...». [١]
٢. آنكه مصرف كردن بيش از نياز فرد باشد؛ مثلًا شخصى كه بيش از يك وسيله نقليه نياز ندارد اقدام به تهيه دو يا چند وسيله شخصى نمايد، چنانكه از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم:
«ما فوق الكفاف إسراف
؛ مصرف مازاد بر حدّ كفايت اسراف است». [٢] طبعاً چنين ملاكى نسبت به اشخاص و مكانها و زمانها متفاوت است.
٣. آنكه مصرف، از شأن طرف خارج باشد؛ مانند آنكه كسى كه به نان شب خويش نيازمند است ماشين گرانقيمتى براى خود بخرد و يا لباسى كه در حدّ شأنش نيست بپوشد.
در حديثى از اميرمؤمنان مىخوانيم:
«للمسرف ثلاث علامات: يأكل ما ليس له و يشترى ما ليس له، ويلبس ما ليس له
؛ شخص اسرافگر داراى سه علامت است: غذايى كه مناسب شأنش نيست، مىخورد.
چيزى كه خارج از شأن اوست مىخرد و لباسى كه مناسب شأنش نيست، مىپوشد». [٣]
طريحى، لغوى معروف در شرح اين حديث مىنويسد:
«كأنّ المعنى: يأكل ما لا يليق بحاله أكلُه، ويشتري مالا يليق بحاله شرائه و يلبس ما لا يليق بحاله لبسه». [٤]
روشن است شئون افراد به حسب جايگاه اجتماعى و وضعيت معيشتى و اقتصادى در زمانها و مكانهاى مختلف متفاوت است؛ ممكن است خريدن كالايى براى شخصى، در حدود شأنش باشد و اسراف محسوب نگردد، در حالى كه خريدن همان كالا براى فرد ديگر خارج از شأن بوده و «اسراف» به حساب آيد.
علّامه نراقى در عوائد الايّام پس از جمع بندى آيات و روايات باب مىنويسد:
«وظهر ممّا ذكر أنّ الإسراف هو تضييع المال أو صرفه فيما لا يليق أو فيما لا يحتاج
؛ از آنچه ذكر كرديم به دست مىآيد كه اسراف عبارت است از تضييع مال يا مصرف كردن آن در جايى كه شأنش نيست و يا به آن نياز ندارد». [٥]
با توجه به آنچه در تبيين اين امور سه گانه ذكر شده، مىتوان در بيان ملاكهاى اسراف از ديدگاه شرع مقدس چنين نتيجهگيرى كرد:
اسراف عبارت است از بهرهگيرى از امكانات و مواهب به گونهاى كه به هدر دادن مال منتهى شود و نيز زياده از حدّ نياز باشد و از نظر زمانى و مكانى متناسب با شأن و موقعيت مصرف كننده نباشد.
گفتار ششم: عوامل روى آوردن به اسراف و طرق پيشگيرى
اين فصل را در دو عرصه پى مىگيريم:
الف. ريشههاى روى آوردن به اسراف و مصرفگرايى
مىدانيم كه در نگرش دينى هر مصرف مازاد بر حدّ كفايت، اسراف شمرده شده است، چنانكه اميرمؤمنان عليه السلام مىفرمايد:
«ما فوق الكفاف اسراف». [٦]
[١]. من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٧١، ح ١٦٥.
[٢]. غررالحكم، ح ٩٢٢٢.
[٣]. من لا يحضره الفقيه، ج ٣، ص ١٦٧، ح ٣٦٢٤.
[٤]. مجمع البحرين، ماده «س ر ف».
[٥]. عوائد الايام، ص ٦٣٣-/ ٦٣٤.
[٦]. غررالحكم، ح ٩٢٢٢.