دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٨ - گفتار پنجم شاخصهاى ميانهروى و اسراف در زندگى
در روايتى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم:
«إيّاكم والبطنة فإنّها مفسدة للبدن و مورثة للسقم
؛ از پرخورى بپرهيزيد كه بدن را فاسد مىكند و بيمارى به بار مىآورد». [١]
اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد:
«إيّاك و البطنة فمن لزمها كثرت أسقامه
؛ از پرخورى بپرهيزيد، زيرا هر كس بر آن مداومت نمايد به انواع بيمارىها دچار شود». [٢]
چنانكه بر كسى پوشيده نيست كه اعتدال و ميانهروى در خوردن، صحت و سلامتى را به ارمغان مىآورد، لذا در روايت ديگرى از اميرمؤمنان آمده است:
«من اقتصر في أكله كثرت صحّته
؛ هر كس كه در خوردن ميانهروى كند، تندرستى او دوام مىيابد». [٣]
همچنين از امام كاظم عليه السلام مىخوانيم، كه فرمود:
«لو أنّ الناس قصدوا في الطعام لاستقامت أبدانهم
؛ اگر مردم در خوردن ميانهروى را رعايت كنند بدنهايشان سالم و استوار مىماند». [٤]
٨. مصرف خارج از شئون
ابان بن تغلب از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه فرمود: آيا فكر مىكنى كه اگر خداوند چيزى به كسى عطا كرد او را گرامى داشت و اگر از دادن چيزى به كسى امتناع فرمود او را خوار شمرد؟ نه؛ اين چنين نيست، بلكه هر مالى، مال خداست كه آن را به امانت در اختيار انسان قرار مىدهد و به آنها اجازه مىدهد با رعايت اقتصاد و ميانهروى از آن بخورند يا بياشامند يا بپوشند و يا ازدواج كنند و يا مركب سوارى تهيه كنند و باقى مانده دارايى را به مؤمنان نيازمند انفاق كنند و با آن پريشانىها و مشكلاتشان را برطرف نمايند. هر كس چنين كند خوردن و آشاميدن و تهيه مركب و ازدواجش حلال است و در غير اين صورت مرتكب حرام شده است- سپس فرمود:- اسراف نكنيد خداوند اسرافكاران را دوست ندارد. آيا چنين فكر مىكنى كه خداوند كسى را كه مالى در اختيارش قرار داده امينش قرار مىدهد بر اينكه اسبى را با ده هزار درهم خريدارى كند، در حالى كه اسب بيست درهمى او را كفايت مىكند .... آنگاه اين آيه را تلاوت فرمود: «وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَايُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ». [٥]
گفتار پنجم: شاخصهاى ميانهروى و اسراف در زندگى
با توجه به اينكه در روايات اسلامى چيزهاى حقيرى چون به دور انداختن هسته خرما، و دور ريختن آب نيمخورده از يك ليوان و امثال آن از مصاديق اسراف شمرده شده است، ممكن است اين توهم ايجاد شود كه اگر اين امور بسيار كوچك از
[١]. ميزان الحكمه، ج ١، ص ٨٨.
[٢]. همان، ص ٨٩.
[٣]. غررالحكم، ح ٧٤٠٤.
[٤]. محاسن برقى، ج ٢، ص ٤٣٩، ح ٢٩٦.
[٥]. انعام، آيه ١٤١؛ بحارالانوار، ج ٧٢، ص ٣٠٥، ح ٦.