دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٣ - ٣ از نظر معنوى، كاهش بركت و عدم استجابت دعا
أشرف الشّرف، الكفّ عن التبذير والسرف
؛ از برترين شرافتها آن است كه آدمى دست از تبذير و اسراف بر دارد». [١]
قابل توجه است كه در روايت پيشين «كبر» و «اسراف» در رديف يكديگر قرار گرفتهاند.
همچنين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در وصف اسرافكنندگان و رفاهطلبان مىفرمايد:
«... راكبون الشهوات». [٢]
روشن است از انسانى كه سوار بر مركب شهوات شده و از شرافت و فضيلت تهى گشته، هيچ شرارت و فتنهاى دور از انتظار نيست، بلكه چنين موجودى، رفته رفته به كانون توليد فساد و تباهى تبديل شده و سر از نفاق و دو چهرهگى در خواهد آورد.
همچنين آن حضرت مىفرمايد:
«سيأتي من بعدي أقوام ... زيّهم مثل زيّ الملوك الجبابرة، هم منافقوا هذه الأمّة في آخر الزمان
؛ پس از من گروههايى از مردم مىآيند ... كه همانند پادشاهان جبار زندگى مىكنند (و غرق در تجمّلات و اسرافكارى مىشوند) آنان منافقان اين امت در آخرالزمان هستند». [٣]
٣. از نظر معنوى، كاهش بركت و عدم استجابت دعا
زيانهاى اسرافكارى محدود به آنچه گذشت، نمىشود، بلكه از روايات اسلامى به خوبى استفاده مىشود كه اولًا اسرافگرى موجب كاهش بركات و از ميان رفتن نعمتهاست. امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
«إنّ مع الإسراف قلّة البركة
؛ بىشك اسراف مايه كاهش بركات است». [٤]
اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد:
«الإسراف يفني الكثير
؛ اسراف، اموال و مواهب فراوان را به نابودى مىكشاند». [٥]
در سخنى از امام كاظم عليه السلام مىخوانيم:
«من بذّر و أسرف زالت عنه النعمة
؛ هر كس بىرويه اسراف كند، نعمت از وى زايل شود». [٦]
همچنين رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«مَن اقتصد في معيشته، رزقه اللَّه و مَن بذّر، حرّمه اللَّه
؛ آن كس كه در زندگى خود ميانهروى پيشه كند، خداوند او را روزى مىدهد و هر كس تبذير كند، خداوند او را (از بركت و رزق خود) محروم مىسازد». [٧]
ثانياً در اخبار اسلامى اسرافكارى يكى از عوامل عدم استجابت دعا شمرده شده است؛ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «دعاى چهارگروه از امت من مستجاب نمىشود:
رجل رزقه اللَّه مالًا كثيراً فأنفقه ثمّ أقبل يدعو: يا ربّ ارزقني! فيقول اللَّه عزّوجلّ: ألم أرزقك رزقاً واسعاً فهلّا اقتصدت فيه كما أمرتك ولِمَ تسرف وقد نهيتك عن الإسراف ...
؛ يكى از آن چهارگروه كسى است كه خداوند مال فراوانى به او
[١]. غررالحكم، ح ٨١٤٣.
[٢]. مكارم الأخلاق، ص ٤٤٩.
[٣]. همان.
[٤]. كافى، ج ٤، ص ٥٥، ح ٣.
[٥]. غررالحكم، ح ٨١١٩.
[٦]. تحف العقول، ص ٤٠٣.
[٧]. كافى، ج ٤، ص ٥٤، ح ١٢.