دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٧ - ١ اسراف و تبذير در كتاب اللَّه
نمىدارد». [١]
در اين آيه ابتدا دستور مىدهد هنگام شركت در مساجد بهترين لباسها را پوشيده و با مرتب كردن و تميز نمودن خود و رعايت نظافت و آرايش (درونى و بيرونى) گام به مسجد بنهيم. سپس دستور استفاده از خوردنىها و آشاميدنىهاى پاكيزه را مىدهد، و از آنجا كه طبع زياده طلب انسان ممكن است از اين دو دستور سوء استفاده كند و به جاى اعتدال، راه تجمل پرستى و اسراف را در پيش گيرد، فرموده است: « «وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَايُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ»؛ ولى زياده روى نكنيد كه خدا مسرفان را دوست نمىدارد».
٢. « «وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً* إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً»؛ و حق نزديكان را بپرداز، و (همچنين حق) مستمند و وامانده در راه را؛ و هرگز اسراف و تبذير مكن* چرا كه تبذير كنندگان، برادران شياطيناند؛ و شيطان در برابر پروردگارش، بسيار ناسپاس بود». [٢]
در اين آيات سخن از رعايت اعتدال در انفاق و بخشش است به گونهاى كه زيادهروى در آن «تبذير» (ريخت و پاش) شمرده شده و تبذيركنندگان برادران شياطين خوانده شدهاند.
روشن است كه شيطان، با آنكه از نيرو و توان فوقالعادهاى برخوردار است همه آنها را در غير موردش؛ يعنى در گمراه كردن مردم صرف مىكند و تبذيركنندگان نيز به همين جهت كه نيروهاى خداداد را در غير موردش صرف مىكنند اعمالشان هماهنگ با اعمال شياطين گشته و همچون برادران شيطان محسوب مىشوند.
از اين آيه به خوبى استفاده مىشود كه تبذير، عمل شيطانى است، و تبذير كننده همرديف شيطان است چه تعبيرى رساتر از اين در زشتى و ناپسندى اين عمل! [٣]
٣. « «كُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَايُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ»؛ از ميوه آنها به هنگامى كه به ثمر نشست بخوريد؛ ولى حقّ آن را به هنگام درو بپردازيد و اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست ندارد». [٤]
تعبير به «لاتسرفوا» در اين آيه مىتواند اشاره به پرهيز از اسراف در خوردن يا انفاق كردن باشد، زيرا برخى از افراد به قدرى در بخشش اموال خود، افراط مىكنند كه چيزى براى خود و فرزندانشان باقى نمىگذارند.
آيات ديگرى نيز در قرآن مشاهده مىشود كه گرچه ممكن است حرمت اسراف، از آن استفاده نشود ولى شكّى در دلالت آن بر ناپسند بودن اسراف نيست؛ نظير « «وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَاماً»؛ و (بندگان واقعى خداوند) كسانى هستند كه هر گاه انفاق كنند نه اسراف مىكنند و نه
[١]. اعراف، آيه ٣١.
[٢]. اسراء، آيه ٢٦ و ٢٧.
[٣]. ر. ك: تفاسير نمونه، المنير دكتر وهبه زحيلى و الميزان، ذيل آيه.
[٤]. انعام، آيه ١٤١.