دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٦ - ١ پرهيز از فزون طلبى
نامبرده پس از ذكر اين حديث مىگويد: اين حديث در سنن ابوداود و ترمذى آمده است و حديث صحيحى شمرده شده است. [١]
حرمت پوشش لباس ابريشمين براى مردان نيز مورد اتفاق فقهاى اسلام اعم از شيعه و اهل سنت است.
صاحب كتاب جواهرالكلام بعد از ذكر اين حكم مىگويد:
«اجماعاً من المسلمين»
و نماز خواندن در آن نيز نزد فقهاى شيعه جايز نيست؛ يعنى پوشيدن آن موجب بطلان نماز است. [٢] مغنى ابن قدامه نيز صريحاً تحريم لباس ابريشمين را بر مردان حرام دانسته و حتى استفاده از فرش ابريشمين را در نماز جايز نمىداند ودليل حرمت آن را همان حديث بالا مىشمرد. [٣]
استفاده از ظروف طلا و نقره براى خوردن و آشاميدن نيز تحريم شده است؛ مرحوم محقّق بحرانى مىنويسد: «ميان اصحاب ما (فقهاى اهلبيت عليهم السلام) در تحريم اكل و شرب، همچنين استعمال عطر و مانند آن در ظرفهاى طلا و نقره، قول مخالفى نيست و علامه در كتاب تذكره بر آن ادّعاى اجماع كرده است». [٤]
فقيه معروف، نويسنده كتاب جواهر نيز معتقد است عدم جواز اكل و شرب از ظروف طلا و نقره ميان فريقين (شيعه و اهل سنت) اجماعى است و فقط «داود» از عالمان اهل سنت شرب از آن را حرام؛ ولى اكل را مجاز دانسته است. [٥]
در كتاب مغنى فقيه اهل سنت ابن قدامه آمده است: ميان اصحاب ما (فقهاى حنبلى) خلافى نيست در اينكه استفاده از ظروف طلا و نقره حرام است. اين فتوا با نظر ابوحنيفه، مالك و شافعى نيز مطابق است، چرا كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
«لاتشربوا في آنية الذّهب والفضّة، ولاتأكلوا في صحافهما
؛ در ظروف طلا و نقره نه چيزى بياشاميد و نه غذايى بخوريد». [٦]
محدّث معروف شيخ حر عاملى در كتاب وسائلالشيعة روايات متعددى در تحريم استفاده از ظروف طلا و نقره از پيامبر اكرم و امامان اهلبيت عليهم السلام آورده است. [٧]
جمعبندى:
همانگونه كه اخلاق در مجموعه شريعت و احكام اسلامى تنيده شده، با مسائل اقتصادى اسلام نيز پيوند محكمى خورده است.
مسلمانى كه پا به عرصه مسائل اقتصادى مىگذارد، هم در مرحله توليد، و هم داد و ستد و هم در مرحله مصرف بايد اخلاق را مراعات كند. او آزاد نيست كه هرگونه خواست توليد كند و به هر شيوهاى خواست داد و ستد نمايد و به هر صورتى كه مايل بود مصرف كند، بلكه بايد اخلاق را- اعم از الزامى و غير
[١]. مغنى ابن قدامه، ج ١، ص ٦٦١.
[٢]. جواهرالكلام، ج ٨، ص ١١٤.
[٣]. مغنى ابن قدامه، ج ١، ص ٦٦١.
[٤]. حدائق، ج ٥، ص ٥٠٤.
[٥]. جواهرالكلام، ج ٦، ص ٣٢٨.
[٦]. مغنى ابن قدامه، ج ١، ص ٦٢.
[٧]. وسائل الشيعه، ج ٢، ص ١٠٨٣، باب ٦٦ از ابواب النجاسات.