دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٩ - ١ دورى از توليدات زيان آور
اسلام به اين امور، امتيازى ديگر براى اقتصاد اسلامى نسبت به اقتصاد دنياى امروز است.
روشن است كه اگر مكتبى پيوسته پيروانش را به رزق حلال ترغيب كند، پيروان آن مكتب از افتادن در ورطه سودجويى، درآمد بيشتر با رنج كمتر و انباشت ثروت حتى به قيمت زيان رساندن به ديگران، پرهيز مىكنند.
حاكميّت اخلاق بر نظام اقتصادى اسلام:
با بيان اين چند مقدمه به سراغ حاكميت اخلاق بر نظام اقتصادى اسلام مىرويم و نقش آن را در عرصه توليد، توزيع [/ داد و ستد] و مصرف بررسى مىكنيم:
گفتار اوّل. حاكميت اخلاق در توليد
١. دورى از توليدات زيان آور
دنياى مادّى، در توليدات خود توجّهى به زيان بار بودن آن براى مصرف كنندگان ندارد، ازاينرو در مزارع، كشتزارها و كارخانهها فرآوردههايى توليد مىكند كه آثار زيانبارى براى مصرف كنندگان دارد و حتّى گاه به مرگ آنها نيز مىانجامد. [١]
حتى گاه با نهادهاى ارزيابى و كنترل و به اصطلاح «استانداردها» كنار مىآيند و فرآوردههاى زيانبار خود را وارد بازار مىكنند، صرفاً دليل آن كه در دنياى مادّى تنها سودآورى مورد توجّه است، در حالى كه در مكتب اسلام، توليد موادّ زيانبار و اضرار به مردم و محيط زيست ممنوع شمرده شده است.
اسلام از بشر آبادانى زمين را طلبيده و فرموده است: [٢]
[١]. توليد مواد مخدّر، قرصهاى روان گردان، مشروبات الكلى، سلاحهاى كشتار جمعى، مواد غذايى مضرّ، از اين قسم است.
گاه كشورهاى صنعتى و ثروتمند داروهايى را نخست در كشورهاى فقير آزمايش مىكنند تا بتوانند استانداردهاى لازم را براى آن بيابيند و پس از اطمينان، از آن در كشور خود استفاده مىكنند.
آثار زيانبار پارهاى از اين توليدات، گاه متوجه محيط زيست، حيوانات و حتى كره مسكونى ما مىشود كه توليد گازهاى گلخانهاى از كارخانههاى صنعتى و تأثير آن برلايه ازُن و در نهايت بر تمام كره خاكى و موجوداتش نيز از اين قسم است.
«بنابر آمارهاى سازمان ملل، حدود ٩٨ درصد دى اكسيد كربن و ساير گازهاى مضرّ جوّ، مربوط به كشورهاى صنعتى است و فقط ٢ درصد سهم كشورهاى جهان سوم است.
كارخانجات كشورهاى صنعتى قسمت عمده زبالههاى شيميايى مضرّ جهان را به وجود مىآورند. تأسيسات نظامى آنها ٩٩ درصد ضايعات راديو اكتيو جهان را ايجاد نموده است.
[٢] جالب اينكه برخى از دانشمندان آنها، علناً به استهزاى محيط زيست مىپردازند و ديگران را متهم مىكنند كه دانش بشر را بىمقدار مىانگارند كه مردم را به بازگشت به طبيعت توصيه مىكنند.
«بورلوگ» دانشمند آمريكايى (معروف به پدر انقلاب سبز) طىّ نطقى در سال ١٩٧١ در اجلاسيه سازمان خوار و بار و كشاورزى جهانى (O .A .F) علناً به استهزاى مدافعان استوارى محيط زيست پرداخت.
٢١ سال بعد، «لستر تارو» مشاور اقتصادى «بيل كلينتون» رئيس جمهور آمريكا، شعار او را پى مىگيرد و مىگويد: «در آينده مزيّت نسبى توليدات انسان، جايگزين مزيت مواهب طبيعى خواهد شد».
او در كتاب خويش (رويارويى بزرگ) ضمن تمسخر كسانى كه در پى بازگشت به نجات جهان هستند، مىنويسد: «منابع طبيعى در عمل از معادله رقابتى حذف گرديده است، داشتن آن راه ثروتمند شدن نيست و نداشتن آن نيز مانعى بر سر راه ثروتمند شدن ايجاد نمىكند». (ر. ك: مبانى حفاظت محيط زيست در اسلام، ص ١٥-/ ١٦).
در واقع چنين دانشمندانى و چنان كشورهايى عملًا ماترياليستاند و جز به مادّه و لذّات مادّى و سود آنى فكر نمىكنند.
آرى! وقتى همه چيز در ترازوى زر، سود و منفعت سنجيده شود، از مفيد بودن، يا زيانبار بودن فرآوردهها و رفتارهاى خود غفلت مىكنند.
آلبرت انشتين در كتاب «جهانى كه من مىشناسم» مىنويسد: «پيشرفتهاى صنعتى با ماشينهاى عظيم الجثه خود، به جاى اشياء و موادّ ضرورى، گيوتينى براى قطع ريشه انسانيّت مىسازد». (همان، ص ١٩).