دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٤ - الف مراقبت و هدايت
محدّث معروف بخارى در صحيحش روايت مىكند: سالم از پدرش نقل مىكند:
«لقد رأيت الناس في عهد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله يبتاعون جزافاً يعني الطعام، يُضربون أن يبيعوه في مكانهم حتّى يؤوه إلى رحالهم
؛ در زمان پيامبر مىديديم افرادى كه كالاى خود را مجازفةً يعنى بدون قبض، مىفروختند (از طرف مأموران دولتى) مجبور مىشدند تا از آن كار دست بردارند و متاع را در اختيار مشترى بگذارند». [١]
همچنين برابر گزارشهاى تاريخى، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پس از فتح مكه، سعيد فرزند سعيد بن العاص را مأموريت داد تا به امور بازار مكه رسيدگى كند. [٢]
نيز مىخوانيم پيامبر صلى الله عليه و آله از كنار مردى گذشت كه مشغول فروختن غذايى بود كه خوب و بد و ارزان قيمت و گرانقيمت را مخلوط كرده بود. حضرت فرمود: چه چيز تو را به اين كار واداشت؟ عرض كرد: مىخواهم از سودش انفاق كنم. حضرت امر كرد كه بد و خوبش را از هم جدا كن! اين كار غش در معامله و حرام است. [٣]
در تاريخ مىخوانيم اميرمؤمنان على عليه السلام در حالى كه آماده اجراى احكام الهى بود، در بازارهاى كوفه قدم مىزد و مردم را ارشاد مىنمود (و اگر به تخلفى برخورد مىكرد همان جا حكم را صادر فرموده، اجرا مىنمود). [٤]
آن حضرت در عهدنامه مالك اشتر امر كرد تا تجار و بازرگانان را از احتكار و حبس طعام منع كنند
(فامنع من الاحتكار فإنّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله منع منه). [٥]
همچنين به رفاعه- قاضى خويش در اهواز- امر كرد تا محتكران را به اشدّ مجازات كيفر داده و اموالى را كه احتكار كردهاند در معرض ديد همگان قرار دهد
(أنْهِ عن الحكرة، فمن ركب النهي فأوجعه ثمّ عاقبه بإظهار ما احتكر). [٦]
مراقبت و رسيدگى به امر بازار در عصر خلفا نيز به شدت دنبال مىشد.
برابر نقلهاى تاريخى خليفه دوم خود شخصاً در بازار به امور حسبه مىپرداخت و بر آن نظارت مىكرد و از ترازوها مراقبت مىنمود
(كان عمر بن الخطاب يقوم بوظيفة الحسبة بنفسه فكان يشارف السوق ويراقب الموازين). [٧]
وى همچنين دو زن به نامهاى «الشفا» و «سمراء» دختر «نُهيك اسدى» را به بازرسى بازار مدينه گمارد. [٨] و نيز «عبداللَّه بن عتبه» را جهت بازرسى ونظارت بر كسب و كار بازار مأمور ساخت. [٩]
[١]. صحيح بخارى، ج ٣، ص ٢٣.
[٢]. استيعاب، ج ٢، ص ٦١٩، شماره ٩٨٤.
[٣]. كنز العمال، ج ٤، ص ١٥٩، ح ٩٩٧٤. (ميِّز كلّ واحد منهما على حدة، ليس فى ديننا غشّ)
[٤]. ر. ك: وسائل الشيعه، ج ١٢، ص ٢٨٣، باب ٢ از ابواب آداب التجارة و كنز العمال، ج ٥، ص ٨١٦.
[٥]. نهجالبلاغه، نامه ٥٣.
[٦]. دعائم الاسلام، ج ٢، ص ٣٦.
[٧]. معالم القربة، ص ١٣.
[٨]. حسبه، ص ٢٩، به نقل از القضاء فى الاسلام، ص ١٨١-/ ١٨٢.
[٩]. كنز العمال، ج ٥، ص ٨١٥، ح ١٤٤٦٧. براى اطلاع بيشتر ر. ك: مقاله «نظارت بر نظام اقتصادى» در همين كتاب.