دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٨ - ٤ مالكيّت چند گونه (مختلط)
حديث فرات بن احنف از امام صادق عليه السلام كه فرمود: «كسى كه خودش يا بهوسيله ديگرى مىتواند حاجت مؤمنى را رفع كند؛ ولى امتناع ورزيده، روز قيامت در حالى كه در وضع بدى وارد محشر مىشود به او خطاب مىشود: اين است كسى كه به خدا و رسولش خيانت كرده است، سپس روانه دوزخ مىگردد»؛
(أيّما مؤمن منع مؤمناً شيئاً مما يحتاج اليه وهو يقدر عليه من عنده او من عند غيره أقامه اللَّه يوم القيامة ... فيقال: هذا الخائن الذى خان اللَّه ورسوله ثم يؤمر به الى النار). [١]
در روايت ديگر از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم: «همانگونه كه خداوند زكات اموالتان را واجب كرده، زكات مقام و اعتبارتان را نيز بر شما واجب كرده است»؛
(ان اللَّه فرض عليكم زكاة جاهكم كما فرض عليكم زكات ما ملكت ايديكم). [٢]
منظور از زكات جاه و مقام اين است كه از نفوذ اجتماعى خود براى حلّ مشكلات مردم استفاده كند.
روايت ديگرى كه به خوبى از آن، مشاركت و هميارى مطلق كارهاى خير- كه قطعاً فعاليتهاى اقتصادى از جمله از مصاديق بارز آن است- استفاده مىشود روايت امام صادق عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله است كه فرمود: «خداوند رحمت كند فرزندى را كه والدينش را در كارهاى نيك كمك مىكند و رحمت كند پدرى را كه فرزندش را در كار خير يارى مىدهد و رحمت كند همسايهاى را كه همسايهاش را و رفيقى كه رفيقش را و شريكى كه شريكش را در كارهاى خير كمك مىكند و خداوند رحمت كند آن رعيتى را كه سلطان و رهبرش را در امور خير يارى مىدهد»؛
(رحم اللَّه ولداً أعان والديه على برّه ورحم اللَّه والداً اعان ولده على برّه ورحم اللَّه جاراً اعان جاره على برّه، رحم اللَّه رفيقاً اعان رفيقه على برّه ورحم اللَّه خليطاً اعان خليطه على برّه ورحم اللَّه رجلًا اعان سلطانه على برّه). [٣]
از طرق اهل سنت نيز از رسول خدا نقل شده كه فرمود: «كسى كه حاجت مسلمانى را در راه خدا برآورده سازد خداوند به اندازه هفتاد هزار سال از سالهاى دنيا براى او روزه روز و قيام شب را مىنويسد»؛
(من قضى حاجة المسلم فى اللَّه كتب اللَّه له عمر الدنيا سبعة آلاف سنة صيام نهاره وقيام ليله). [٤]
در روايت ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم:
«كسى كه براى برادر مسلمانش از آبرو و نفوذ خودش در نزد سلطانى هزينه كند تا اينكه خيرى را برساند يا ادخال سرورى داشته باشد خداوند او را در درجات عالى از بهشت جاى مىدهد»؛
(من كان وصلة لاخيه المسلم الى ذى سلطان فى مبلغ برّ او ادخال السرور رفعه اللَّه فى الدرجات العلى من الجنة). [٥]
يادآورى:
آنچه گذشت گرچه ممكن است شأن ورود و صدورش مربوط به هميارىهاى فردى انسانها به
[١]. وسائلالشيعه، ج ١٦، باب ٣٩، ح ١.
[٢]. همان، باب ٣٤، ح ٣، ص ٣٨٨.
[٣]. همان، باب ٣٢، ح ٣.
[٤]. كنز العمال، ج ٦، ص ٤٤٣، ح ١٦٤٥٩.
[٥]. همان، ح ١٦٤٦٠.