دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٣ - ١ فقر و ضعف مبانى اخلاق
در منابع اسلامى براى فقر آثار مخرب مادى و اقتصادى يا معنوى و فرهنگى زيادى ذكر شده است. پيامدها و آثار فقر در جامعه، چيزى نيست كه از نظرها دور و پنهان باشد، بلكه فقر در ميان مُعضلات اجتماعى، اثر خود را از همه چيز زودتر نشان مىدهد و آثار آن براى همگان محسوس است، لذا در روايتى وارد شده كه لقمان به فرزندش مىگويد: اى پسرم! من همه مرارتها را تجربه كردم ولى تلختر از فقر چيزى نيافتم:
«إعلم أى بُنىّ إنّى قد ذقت الصبر وانواع المرّ فلم أر أمرّ من الفقر». [١]
نظر برخى از لغويان نيز مطلب فوق را تأييد مىكند؛ راغب مىگويد: لغت فقر در اصل براى كسى به كار رفته كه پُشت و ستون فقراتش شكسته باشد:
«أصل الفقير هو المكسور الفقار يقال فَقَرَتْهُ فاقرةٌ اى داهيةٌ تكسر الفقار
؛ فاقرهاى ستون فقرات او را درهم شكست، يعنى حادثه عظيم كمرشكنى براى او رخ داد». [٢] منشأ آن تبعات و مشكلاتى است كه فقر براى فرد و جامعه موجب مىشود.
روايتى از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نيز اين نكته را تأييد مىكند. حضرت مىفرمايد:
«أربعة من قواصم الظّهر ... فقرٌ لا يجد صاحبه مداوياً
؛ چهارچيز پشت انسان را مىشكند، يكى از آنها فقرى است كه انسان درمانى براى آن نمىيابد». [٣]
تأثير فقر در عقايد، سليقهها، عملكرد انسان، به قدرى است كه حتى اگر يك نفر در بخشى از عمر خود فقير و در بخش ديگر از فقر خارج شده و غنى شود، غالباً چنين شخصى در اين دو مرحله زندگى خود، داراى دو شخصيت متفاوت از نظر عقيدتى، حقوقى واخلاقى خواهد شد.
در روايت وارد شده كه برخى از امور مقدار كم آن نيز زياد است؛ مانند آتش، عداوت، بيمارى و فقر. [٤]
با ذكر اين مقدمه به برخى از آثار منفى فقر مىپردازيم.
١. فقر و ضعف مبانى اخلاق
؛ نه تنها تحليلهاى منطقى، آيات و روايات نيز نشان مىدهد كه فقر آثارى منفى در تقيّد انسان به مبانى دينى و اخلاقى دارد، زيرا از سويى بخش مهمى از واجبات و مستحبّات نياز به منابع مالى دارد؛ مانند حج، عمره، انجام دادن كارهاى خير، فراهم كردن مقدمات ازدواج براى فرزندان و .... بديهى است افراد تهيدست از انجام اينگونه كارهاى خير محرومند، لذا در روايتى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه آن حضرت از اموال زكات در اختيار نيازمندان مىگذاشت، تا ازدواج كنند و به مكه روند و صدقه بدهند. [٥]
از سوى ديگر، افراد تهيدست، دائماً درگير تهيّه نيازمنديهاى زندگى هستند و كمتر مىتوانند در مراكزى كه احكام و معارف دينى در آنجا تعليم داده مىشود، شركت كنند.
[١]. بحارالانوار، ج ٦٩، ص ٥٣.
[٢]. مفردات راغب، ريشه «فقر».
[٣]. مكارم الاخلاق، ص ٥١٣؛ بحارالانوار، ج ٦٩، ص ٣٩، ح ٣٥.
[٤]. بحارالانوار، ج ٧٥، ص ٢٠٥.
[٥]. دعائم الاسلام، ج ١، ص ٢٦٠.