دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٠ - مشكلات مديريت
اين حديث به مطلب ظريفى اشاره دارد كه جامعه فقير سرانجام مىتواند با مديريت صحيح روى پاى خود بايستد ولى سوء تدبير در جامعه منشأ پيدايش فقر و بسيارى ديگر از ناهنجارىهاى اجتماعى مىگردد. در كشورى كه با مديريت ضعيف اداره شود، استعدادها شكوفا نشده و از تخصص و كارآيى نخبگان استفاده بهينه نمىشود و منابع ثروت (اراضى، آبها و معادن) به حال خود رها مىشوند.
اسلام از واگذار كردن اموال به سفيهان نهى مىكند: «وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَاماً». [١] بديهى است كه واگذار كردن امور مربوط جامعه، به افراد فاقد مديريت، به مراتب خطرناكتر و ناشايستهتر از سپردن اموال به سفيهان است.
٢. خيانت: با توجه به آنكه بيشتر اموال مردم در دست حكومتهاست، خيانت در آن اموال و رسيدن آن به گروهى معدود و دريغ داشتن آن از ديگران باعث فقر جامعه مىشود.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«الأمانة تجلب الغنى، والخيانة تجلب الفقر
؛ امانت غنى و بىنيازى را به دنبال دارد و خيانت فقر را». [٢]
اين سخن همانگونه كه درباره امانت و خيانت يك فرد صادق است، درباره كلّ جامعه نيز صدق مىكند. لقمان حكيم به فرزندش مىگفت:
«كن أميناً
[١]. نساء، آيه ٥.
[٢]. بحارالانوار، ج ٧٢، ص ١١٤، ح ٦.