دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٣ - مقدّمه
رفع فقر اصلى ترين هدف در نظام اسلام
مقدّمه:
تعريف فقر: فقر، تنگدستى و كمبود نيازمنديهاى زندگى است و «فقير كسى است كه مال و كسبى ندارد تا نيازش را با آن برطرف كند». [١]
تأمين معيشت و نيازهاى يك زندگى سالم و مطلوب، هزينههاى مختلفى را مىطلبد، اين هزينهها شامل مخارج شخصى، خانوادگى، اجتماعى، مادى و فرهنگى است.
در يك تقسيم بندى كلى، در ارتباط با اموالى كه صرف هزينههاى زندگى مىشود، يكى از چهار شكل ذيل پديد مىآيد:
الف. مسكنت؛ يعنى تهىدستى و هيچ نداشتن. [٢]
ب. فقر؛ يعنى تنگدستى، به گونهاى كه انسان فاقد بخشى از هزينههاى ضرورى زندگى خويش باشد.
ج. غناى كفافى؛ يعنى ثروتى كه انسان بر اساس اصول و موازين شرعى و عرفى تحصيل كند و با آن زندگى در خور شأن داشته باشد؛ نيازهاى خود و خانواده خويش اعم از مادّى و معنوى آن را بتواند تأمين كند و زندگى به دور از بخل و امساك و اسراف داشته باشد، اين همان چيزى است كه در روايات اسلامى از آن به عنوان
«نعم العون على تقوى اللَّه الغنى» [٣]
يا
«نعم العون على تقوى اللَّه المال» [٤]
ياد شده است.
د. غناى مفرط؛ يعنى تراكم ثروت به همراه روحيه فزونطلبى به گونهاى كه همّ و غمّ شخص، ذخيرهاندوزى طلا و نقره و به دست آوردن مال از هر راهى باشد و به هيچ وجه ضوابط شرعى و عرفى و حقوق ديگران را رعايت نكند كه در روايات از آن به «سُكر المال» (مستى ثروت) تعبير شده است [٥] و در نتيجه آن، انسان از يك طرف به اسراف و تجمّل
[١]. مغنى المحتاج، ج ٣، ص ١٠٦.
[٢]. غنية النزوع، ص ١٢٣، قسم الفقه، كتاب الزكاة.
[٣]. وسائل الشيعه، ج ١٢، ص ١٦، ابواب مقدمات التجارة، باب ٦، ح ١.
[٤]. كنزالعمّال، ج ٣، ص ٢٣٩، ح ٦٣٤٢.
[٥]. مستدرك الوسائل، ج ١١، ص ٣٧١، ح ١٣٢٩٣.