دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٨ - ٣ امنيت در فعاليتهاى اقتصادى
و تعاون با همنوعانش است باز هم براى او فايدهاى نخواهد داشت؛ زيرا عقل انسان در تحليل نهايى، بنده و خدمتگزار شهوات اوست و تنها وظيفهاش اين است كه به وسيله جست و جوى عواملى كه مىتوانند شهوات را ارضا كنند در خدمت انسان قرار گيرد». [١] چنين نظامى كه به مفاهيمى چون تعاون، برادرى و مواسات پشت كرده، در هيچ زمانى نمىتواند از انواع تهديدها، فشارها و تعرّضهاى فعالان و شركتهاى اقتصادى ايمن بماند و به امنيت اقتصادى برسد ولى در اقتصاد اسلامى كه در آن، منافع شخصى تنها انگيزه فعاليتهاى اقتصادى نيست بلكه منافع عمومى و منافع شخصى معنوى نيز، جايگاه ويژهاى دارد رسيدن به هدف «امنيت اقتصادى» دور از انتظار نيست. خصوصاً وقتى ملاحظه شود كه در آموزههاى دينى مفاهيم و نكاتى به چشم مىخورد كه به روشنى رعايت آن، امنيت اقتصادى را در پى دارد. از اطلاق واژه «امن» و مشتقات آن در رواياتى نظير
«لا نعمة أهنأ من الأمن
؛ هيچ نعمتى گواراتر از امنيت نيست» [٢] و
«شرّ
الأوطان ما لم يأمن فيه القُطّان
؛ بدترين وطنها، جايى است كه ساكنان آنجا در امان نباشند» [٣] و
«شرّ البلاد
بلد لا أمن فيه ولا خِصب
؛ بدترين سرزمينها سرزمينى است كه در آن امنيت و فراوانى نعمت نباشد» [٤] كه بگذريم [٥] به احكامى در شريعت اسلامى برخورد مىكنيم كه تنها حكمت و مصلحت آن و يا يكى از مهمترين مصالح و حكمتهاى آن برقرارى امنيت اقتصادى براى فعالان اقتصادى است.
از جمله اين احكام نهى از تسعير (قيمتگذارى) است چرا كه بدون ترديد يكى از چيزهايى كه سبب ناامنى براى توليدكنندگان و بازرگانان مىشود و انگيزه آنان در فعاليتهاى اقتصادى را كاهش مىدهد محدود ساختن آنان در تعيين قيمت براى كالاهاست؛ توليدكنندهاى كه احساس كند محدوديتى را در نرخگذارى ندارد بيشتر تشويق به فعاليت اقتصادى مىشود.
در روايتى كه اسدالغابة وكنزالعمال آن را از رسول خدا نقل كردهاند مىخوانيم كه آن حضرت در جواب كسى كه درخواست قيمتگذارى كالاها را كرده بود فرمودند:
«لايسألنى اللَّه عن سنّة أحْدَثْتها فيكم لم يأمرنى بها و لكن سلو اللَّه من فضله
؛ خداوند مرا به سبب بوجود آوردن سنّتى كه مأمور به آن نشدهام بازخواست نخواهد كرد ليكن (براى رفع مشكل گرانى) فضل خدا را طلب كنيد». [٦] شبيه همين روايت در من لايحضره الفقيه با كمى تفاوت نقل شده است مىفرمايد:
ما كنت لألقى اللَّه تعالى ببدعة لم
[١]. تحليلى بر ساير شناخت و روششناسى علم اقتصاد، سيدمهدى زريباف، ص ٣٩١ (پايان نامه) دانشكده اقتصاد معارف اسلامى، دانشگاه امام صادق عليه السلام، تهران، ١٣٦٩ ش.
[٢]. غررالحكم، ح ١٠٢٥٤.
[٣]. همان، ح ١٠٢٥٦.
[٤]. همان، ح ١٠٢٥٥.
[٥]. بدين جهت كه با توجه به ساير استعمالات «امن» در قرآن و حديث ممكن است گفته شود كه اين واژه با مشتقات آن انصراف به امنيت جانى و عرضى دارد و شامل امنيت اقتصادى نمىشود.
[٦]. اسدالغابه، ج ٥، ص ٣٤٨ ح ٦٤٠١ وكنز العمال، ج ٤، ص ١٠٣، ح ٩٧٤٨.