دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٧ - ٣ امنيت در فعاليتهاى اقتصادى
ويَحْثوا المال حَثْواً ولايعدّه عدّاً) [١]
و نيز در روايت ديگرى از آن حضرت مىخوانيم: امّت من در زمان مهدى از چنان نعمتى برخوردار شوند كه مانند آن را هرگز برخوردار نشده باشند؛ آسمان، باران بر سر آنان فرو مىريزد و هيچ گياهى نيست، مگر اينكه زمين آن را مىروياند»
(يتنعّم أمّتى فى زمن المهدى عليه السلام نعمة لم يتنعّموا قبلها قطّ، يرسل السماء عليهم مدراراً ولا تدع الأرض شيئاً من نباتها الّا أخرجته). [٢]
البته در كنار اين هدف اين نكته را بايد متذكّر شد كه رفاه و آسايش تا زمانى و به اندازهاى مطلوب است كه سبب غفلت از ياد خدا نشود. لذا در قرآن كريم مىخوانيم: «وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِى الْأَرْضِ». [٣] معلوم مىشود كه توسعه و بسطى كه سبب غفلت و بغى و سركشى شود و غنا و ثروتى كه طغيان را در پى داشته باشد «إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى* أَنْ رَّآهُ اسْتَغْنَى» [٤] و سبب اعراض و روىگردانى از حق شود «وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَ بِجَانِبِهِ» [٥] مطلوب شارع نمىباشد.
به بيان ديگر: رفاهى مطلوب است كه در قالب «كفاف» گنجانده شود
(ولا تسألوا فيها فوق الكفاف) [٦]
و سبب بىنيازى انسان از اظهار نياز در مقابل خلق خدا گردد و حوائج معقول و متعارف انسان را كفايت نمايد آنگونه كه رسول گرامى دعا مىكرد:
«اللهم ارزق محمداً وآل محمد ومن أحب محمداً و آل محمد العفاف والكفاف» [٧]
و به رفاه زدگى و سرمستى تبديل نشود چرا كه «سكر نعمت» نيز يكى از انواع سكر و مستى است
(فاتقوا سكرات النعمة)
. [٨] رسول اكرم فرمود:
«ونعم المال الصالح للمرء الصالح
؛ چه نيكوست مال شايستهاى براى بنده شايسته». [٩]
٣. امنيت در فعاليتهاى اقتصادى
از جمله از اهدافى كه بر اقتصاد اسلامى مترتّب مىشود امنيّت اقتصادى است بدين معنا كه فعّال اقتصادى هيچگونه تهديد، فشار و تعرّضى را احساس نكند و در فعاليتهاى اقتصادىاش از قبيل اشتغال، تجارت و سرمايهگذارى، بدون اضطراب، ترديد و دغدغه خاطر، وارد شود.
اين هدف گرچه ممكن است با اقتصاد سرمايهدارى (/ كاپيتاليسم) غير قابل جمع باشد چرا كه به تعبير يكى از اقتصاددانان معروف (/ دكتر پيرژانه) چنين سيستمى «بر قانون تنازع بقا مبتنى است و بر ضعيفان سختگير و ظالم است و به تعبير اقتصاددانى ديگر (/ هابز) در اين سيستم «جز ملاحظه منافع شخصى، چيز ديگرى نمىتواند انگيزه رفتارهاى آدمى باشد ... و حتّى اگر آدمى درك كند كه بهترين راه تأمين منافع شخصى او همكارى
[١]. بحارالانوار، ج ٥١، ص ٦٨، ح ٩.
[٢]. همان، ص ٨٣ از ابوسعيد خدرى از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله.
[٣]. شورى، آيه ٢٧.
[٤]. علق، آيه ٦ و ٧.
[٥]. اسراء، آيه ٨٣.
[٦]. نهجالبلاغه، خ ٤٥.
[٧]. بحارالانوار، ج ٦٩، ص ٦٧، ح ٢٧.
[٨]. نهجالبلاغه، خ ١٥١.
[٩]. مسند احمد، ج ٤، ص ١٩٧.