دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٥ - ٤ ترجيح مصالح جامعه بر مصالح شخصى
در نظام اقتصادى اسلام اين است كه در تعارض ميان مصالح جامعه و مصالح فرد، مصالح جامعه مقدم است از اين معنا در تعبيرى دقيقتر به «هماهنگى مصالح فرد با مصالح جامعه» ياد مىشود؛ يعنى اگر در نظام سرمايهدارى، مصالح فرد بر مصالح جامعه غلبه دارد و در نظام سوسياليستى مصالح فرد، به طور كلى فداى مصالح جامعه مىشود، در نظام اقتصادى اسلام ميان مصالح فرد و جامعه، هماهنگى ايجاد شده است؛ يعنى اينگونه نيست كه فعال اقتصادى در نظام اقتصادى اسلام نبايد و نتواند به مصالح شخصى خود برسد، بلكه سخن اين است كه تلاش كند به گونهاى به مصالح شخصى خود برسد كه به مصالح جامعه ضربهاى و ضررى وارد نشود.
فعالان اقتصادى با ايمان باور دارند كه آحاد جامعه، مجموعهاى به هم پيوسته و برخوردار از روح واحد و اعضاى يك پيكرند و جهتگيرى اقتصاد اسلامى چنين است كه در عين احترام به مالكيّت خصوصى، برنامه را به گونهاى تنظيم كرده كه اموال و ثروتها، متمركز در دست گروهى محدود و ثروتمند نشود و پيوسته در ميان آنها دست به دست نگردد: «كَىْ لَايَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ». [١]
اساساً روح مقررات اسلامى در زمينه تحصيل ثروت و وضع مالياتهايى همچون خمس، زكات، خراج و جز آن و احكام بيتالمال و انفال و فىء و تحت نظارت رهبر و رئيس حكومت اسلامى بودن آن، به اين بر مىگردد كه در عين احترام به تلاشهاى فردى، تأمين مصالح جمع مقدم است و بايد از دو قطبى شدن جامعه (اقليتى ثروتمند و اكثريتى فقير) جلوگيرى شود.
خصوصاً وقتى فعال اقتصادى به مبناى اوّل؛ يعنى خدامالكى:
«المال مال اللَّه يضعه عند الرجل ودائع»
توجه كند مىفهمد كه اگر بخواهد حقّ اين امانت را آنگونه كه شايسته است بجا آورد بايد به اندازه نياز و با رعايت اقتصاد و اعتدال مصرف كند و باقيمانده را براى رفع نيازمندىهاى جامعه و مستمندان هزينه نمايد.
بر همين اساس امام صادق عليه السلام در ادامه جمله سابقالذكر مىفرمايد:
«وجوّز لهم ان يأكلوا قصداً ويشربوا قصداً ... ويعُودوا بما سوى ذلك على فقراء المؤمنين ويَلُمُّوا به شَعَثهم
؛ خداوند به آنها اجازه داده است كه با رعايت اعتدال از اين اموال بخورند و بياشامند ... و اضافه را در اختيار نيازمندان از مؤمنان و سامانبخشى پراكندگى آنان هزينه كنند». [٢]
به ويژه با توجّه به آنچه در تعاليم عرفانى و اخلاقى اسلام مطرح است كه اساساً مصلحت نهايى و سعادت جاودانه فرد در اين است كه از مصالح جامعه و هم نوعان و بالاخص از مصالح برادران دينىاش غافل نشود و عيش و شادابى زندگىاش را در شاداب ساختن و آبادى معيشت ديگران ببيند. [٣]
[١]. حشر، آيه ٧.
[٢]. تفسير عياشى، ج ٢، ص ١٣.
[٣]. اشاره به آنچه از امام رضا عليه السلام در مباحث پيشين گذشت كه «احسن الناس معاشاً من حسن معاش غيره في معاشه».