ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٨٧ - فصل ٢٥ جنگ احزاب
طريف در اشجع حركت كردند و قريش همچنانكه گفتيم بكمك اين قبائل قيام نمود.
رسول خدا ص وقتى كه از اجتماع احزاب و قبائل باخبر شد و دانست، با عزيمتى شكست ناپذير برزم با او آماده شدهاند با ياران خود در اين خصوص مشورت كرد.
ياران رسول خدا ص هم متفقا رأى دادند كه در مدينه بمانند و اگر دشمنان بر آنها تاختند از نقبهائى كه آماده بوده استفاده كرده با آنان بجنگند.
سلمان ره اين رأى را نپسنديده و خاطر نشان ساخت بهتر آنست خندقى حفر كنند رسول خدا ص خواسته سلمان را پذيرفته فرمان داد تا مسلمانان بحفر خندق بپردازند و خود آن جناب هم با ياران خود همكارى ميكرد.
در همانوقت احزاب و متفقين رسيدند مسلمانان كه آنها را ديدند از جمعيت و آمادگى آنها بيمناك شده در گوشه از خندق مدت بيست و اند شب اقامت كردند و در اين مدت بغير از تير و نيزه و سنگ جنگ ديگرى اتفاق نيفتاد.
رسول خدا ص وقتى توجه كرد بيشتر مسلمانان با ضعف و سستى روبرو شده و آمادگى براى كارزار ندارند رسولى بجانب عيينه و حارث كه دو نفر سپهدار غطفان بوده فرستاد و از آنها درخواست كرد تا كارزار را بصلح خاتمه دهند و بازگردند در برابر يك سوم از ميوه مدينه بدانها تسليم شود و ضمنا با سعد بن معاذ و سعد بن عباده در اين خصوص مشورت فرمود.
عرضكردند هر گاه صلح ما با اين جمعيت بحكم وحى و دستور الهى است چاره از پذيرش فرمان نيست و ما خواه ناخواه با آنان بمصالحه مىپردازيم و اگر ميخواهى براى آسايش ما دست بكار صلح بزنيد ما در اين باره رأى بخصوصى داريم.