ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦٠٣ - فصل ١ فضائل و مناقب آن حضرت
مأمون هم كه نامبردگان را با هدف خود موافق ديد آنان را حضور حضرت رضا ع فرستاد، برادران حسب الامر حضور اقدس شرفياب شده مقام امامت را از اراده مأمون باخبر ساختند و عرض خلافت را بخاكپاى همايونش تقديم داشتند، حضرت از پذيرش خواسته مأمون امتناع فرمود آنها اصرار زياد و بالاخره فهماندند كه چاره از پذيرش آن نداريد حضرت ناچار با اراده مأمون موافقت فرمود.
فرستادگان كه بمقصود رسيده بودند حضور مأمون آمده و ويرا از موافقت حضرت رضا ع اعلام كردند مأمون شاد شده و در روز پنجشنبه جلوس كرده و خواص دربار و لشكريانش را بار داده پس از تشكيل جلسه و حضور مدعوين، فضل بن سهل علت انعقاد جلسه خودمانى را بحاضران اطلاع داده و اعلام كرد رأى مأمون بر اين قرار گرفت كه على بن موسى ع را وليعهد خود قرار داد و آن جناب را بنام «رضا» ناميد.
و از جانب مأمون بحاضران دستور داد از اين به بعد لباس سبز[١] بپوشيد و پنجشنبه ديگر براى بيعت با آن جناب حضور بهمرسانيد و بافتخار اين ولايتعهدى حقوق يك سال شما قبلا پرداخت خواهد شد.
روز پنجشنبه فرا رسيد طبقات مختلف مردم از سپهسالاران و دربانان و قاضيان و ساير افراد لباس سبز پوشيده بدربار مأمون ميرفتند.
مأمون آن روز جلوس كرده و دو تشك بزرگ بر روى هم تا همتاى نشيمنگاه مأمون باشد براى حضرت رضا انداخته بودند جنابش با لباس سبز و عمامه و شمشير حمايل كرده بر روى آن تشك جلوس فرمود، مأمون نخست دستور داد تا فرزندش عباس، مقدم بر سايرين با حضرت رضا ع بيعت نمايد.
حضرت رضا ع براى بيعت، دست خود را باين كيفيت نگه داشته بود كه پشت دستش مقابل صورت مباركش و كف دستش برابر با مردم بود، مأمون گفت دست خود را دراز كنيد تا مردم بدرستى با شما
[١] پيش از اين دستور، شعار بنى عباس لباس سياه بود و نيز پرچمهاى ملىشان را از پارچههاى سياه درست ميكردند و از روزى كه حضرت رضا بولايتعهدى برقرار گرديد لباسها و پرچمها مبدل به سبز شد.