ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٩٢ - فصل ١ نصوص امامت
شما بدو مراجعه كنم و احكام دينم را از وى اخذ نمايم رهنمائى نميفرمائيد؟
فرمود پسر من على ع امام شماست و همانا پدرم دست مرا گرفت و وارد حرم مطهر جد بزرگوارم نمود و فرمود فرزند من خداى متعال ميفرمايد (من ترا خليفه در روى زمين قرار دادم) و ثابت است هر گاه خدا امريهاى را صادر كند بدان وفا ميكند.
يعنى اين فرزند بامر خدا خليفه بر خلق است و چنانچه تعيين فرموده وفا ميفرمايد.
حسين بن نعيم صحاف گفته من و هشام بن حكم و على بن يقطين در بغداد بوديم على گفت حضور حضرت عبد صالح مشرف بودم فرمود فرزندم على ع سيد و بزرگ فرزندان منست و من كنيه خود را باو اعطا كردم.
در روايتى بمجردى كه هشام اين سخن را شنيد دست به پيشانى زده و گفت چه ميگوئى؟ على بن يقطين پاسخ داد بخدا قسم چنانچه گفتم از حضرت او استماع نمودم.
هشام اظهار داشت بنا بر اين امر امامت پس از حضرت ابو الحسن به جناب او متوجه خواهد شد نعيم قابوسى از حضرت موسى بن جعفر روايت كرده فرزندم على از بزرگترين و با موقعيت ترين فرزندان من است و من او را از سايرين دوستر ميدارم و او با من در امور جفرى و توجه بدان كه جز پيغمبر و يا وصى او ديگرى حق توجه بدان را ندارد انبازى ميكند.