ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٩ - فصل ١٧ سوره برائت را على ع خواند
رسول خدا ص على ع را طلبيده فرمود اكنون بر ناقه عضباء من سوار شو و خود را به ابو بكر رسانيده سوره برائت را گرفته بمكه مكرمه مشرف شده بر مشركين تلاوت كن و به ابو بكر بگو يا با تو همراهى كرده و در ركاب تو بمكه بيايد و يا پيش من برگردد.
على ع بر ناقه پيغمبر ص سوار شده خود را به ابو بكر رسانيده نامبرده كه على ع را ديده ترسيد و بجانب آن حضرت توجه كرده پرسيد براى چه منظورى بدينجا آمدى ميخواهى بهمراهى من بمكه بيائى يا غرض ديگرى دارى؟
فرمود پيغمبر ص بمن دستور داده هر چه زودتر بتو برسم و آيات برائت را از تو بگيرم و آنها را بر مشركان تلاوت كنم و اضافه كرده ترا مخير قرار بدهم يا در ركاب من بمكه بيائى و يا بمدينه برگردى وى كه خود را از اين وظيفه محروم ديده گفت بمدينه برميگردم.
چون بحضور رسول خدا ص رسيده عرضكرد مرا براى انجام خدمتى مأمور داشتى كه همه گردنها در برابر آن كشيده شده بود چون به انجام آن اقدام كردم مرا از خاتمه دادن آن محروم داشتى سبب چه بوده آيا آيه در باره بىقدرى من نازل شده؟! پيغمبر ص فرمود خير آيه نازل نشده ليكن جبرئيل از طرف خدا آمد و گفت خدا فرموده اين مأموريت را بجز تو يا كسى كه بمنزلت تست ديگرى نبايد بانجام رساند و على ع از منست و او بايد آيات برائت را بر مشركان تلاوت كند.
از اين حديث كه جزء احاديث مشهور است استفاده مىشود كه نقض عهد و پيمان ويژه كسى است كه پيمان بسته و اطاعتش واجب است و جلالت قدر و علو رتبه و شرافت مقامش مسلم است و بايد شخصى باشد كه مردم از كارهاى او عيبجوئى ننمايند و گفتار او را بدون شك و شبهه بپذيرند و مساوى با شخص عاقد بوده و امر او امر عاقد باشد و هر گاه حكمى نمايد پذيرفته شود و پابرجا گردد و مورد اعتراض قرار نگيرد[١].
[١] اين تقريرى كه مؤلف نموده در واقع پاسخ از پرسش و شبهه مردميست كه اين عمل على ع را دليل بر فضيلت او نميدانند و ميگويند در عرب مرسوم بوده هر گاه پيمانى ميان دو قبيله برقرار ميشده و بعدا ميخواستند نقض عهد كنند يا عاقد نقض ميكرد و يا يكى از نزديكان او بنا بر اين نقض عهدى كه على ع از مشركان نمود حاكى از فضيلت او نبوده بلكه دليل بر آنست كه وى پسر عم اوست و خلاصه پاسخ آنست كه مرسوم آن بوده هر گاه يكى از نزديكان عاقد به نقض عهد ميپرداخته از مخصوصان عاقد بوده و قرابت تنها كفايت نميكرده بلكه عادت بر اين بوده نقض عهد مختص به اخص افراد عاقد باشد.