ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٦٠ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
ناله اندوهناكى برادر و برادرزاده را ندا ميداد و بالاخره بيتاب شده خود را بر اندام پاك او افكند حسين ع كه خواهر را سخت ناراحت ديد پيش آمده او را از روى نعش فرزند بزرگوارش برداشت و او را بخيمهها روانه كرد و بجوانان دستور داد و فرمود اينك بيائيد نعش برادرتان را برداريد آنها حسب الامر آمده نعش پاكيزه يادگار حيدر كرار را در پيش خيمهاى كه برابر آن كارزار مىكردند گذاردند.
پس از اين واقعه جانگداز، عمرو بن صبيح كه از لشكريان پسر سعد بود تيرى بطرف عبد اللَّه بن مسلم بن عقيل رها كرده و بالاخره دست و پيشانى او را كه دست بر آن نهاده بود بيكديگر دوخت چنانچه نتوانست آن را حركت دهد در همين هنگام ديگرى آمده نيزه بقلب او وارد آورد و آن بزرگوار را از پاى درآورد.
و نيز عبد اللَّه طائى بر عون بن عبد اللَّه يادگار جعفر طيار حمله آورد و او را شهيد كرد.
و عامر تميمى بر برادرش محمد بن عبد اللَّه حمله كرد و او را شهيد نمود. و عثمان بن خالد، عبد الرحمن فرزند عقيل را شهيد كرد.
حميد بن مسلم گويد در اين گيرودار جوانى كه صورتش قرص قمر بود و شمشيرى حمايل داشت و پيراهنى پوشيده و نعلينى بپا كرده كه بند يكى از آنها گسيخته بود وارد معركه كارزار شد عمر بن سعد ازدى بمن گفت سوگند بخدا هم اكنون بر اين جوان حمله مىكنم و او را از پا درمىآورم گفتم سبحان اللَّه تعجب مىكنم از اين اراده كه كرده دست از اين كار بردار و بگذار ديگران كه بر كوچك و بزرگ حسين ع رحم نمىكنند او را به پدران نامدارش ملحق سازند پاسخ داد چنين نيست بخدا قسم سر راه بر او مىگيرم و او