ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٥٧ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
در اين گيرودار اسب حر بن يزيد، پى شد وى از مركب بزير آمده پياده آماده كارزار شده و رجز مىخواند اگر اسب مرا پى كرديد بدانيد من حر و دلاورتر از شير ژيانم آنگاه شمشير از نيام كشيده با آن بىحيا مردم مىجنگيد و بالاخره لشكر گرداگرد او را گرفته و ايوب بن مسرح باتفاق دلاور ديگرى از مردم كوفه او را از پاى درآوردند[١] و ياران حسين ع تا ظهر با دشمنان خدا شديدا كارزار كردند.
حصين بن نمير كه سرپرست تيراندازان بود هنگامى كه پافشارى ياران حسين ع را ديد دستور داد تا همه به يك بار اصحاب امام حسين را تيرباران كنند آنان نيز مأموريت خود را انجام و ياران با وفاى حسين ع را هدف تيرها قرار دادند در اندك وقتى اسبانشان را پى كرده و خود آنها را زخمدار ساخته و پيادهشان نمودند و يك ساعت جنگ و جدال در ميانشان برقرار بود.
در اين وقت شمر ذى الجوشن با ياران خود بخرگاه حسينى حمله آورده زهير بن قين با ده نفر از ياران حسين ع بآنها روى آورده و آنان را از خيمههاى حسين ع دور كردند شمر بطرف ايشان توجه كرده در نتيجه عده بدست زهير كشته و ما بقى بمحل خود بازگشتند.
[زهير اين مضمون را بعرض رسانيد.
امروز بر اثر جانفشانى در راه تو جد تو پيغمبر و برادرت حسن و پدرت على مرتضى و عمويت جوان دلاور كه با دو بال پرواز مىكند يعنى جعفر طيار را بديده خونين خود ديدم].
[١]\sُ ز پا افتاد مرد آهنين چنك\z به تيغ دشمن اندر پهنه جنگ\z ببالين شد شه آخر زمانش\z پذيرا گشت از نو ميهمانش\z غبار از چهره رفتش دست لولاك\z چه بود ار بودمى من جاى آن خاك\z همى فرمود سلطان لعمرك\z و انت الحر كما سمتك امك\z\E