ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٢٦١ - فصل - ٣٧ گفتارى با خوارج
گفتم آنها را از شما بهتر ميشناسم آنان مردمى ديندار و اهل قرآن نميباشند زيرا من با آنان همنشينى كرده و بزرگ و كوچك آنها را كاملا ميشناسم و ميدانم موقع خردسالى بدترين خردسالان و در بزرگسالى بد- ترين بزرگسالانند شما از كار فعلى آنان فريب نخوريد و در صدد احقاق حق خود برآئيد و بدان راه كه براستى قدم برداشتهايد ادامه دهيد و ميدانم كه اين مردم قرآنها را محض حيله و مكر بر روى نيزه نمودهاند ليكن شما كه از همه جا بىخبر بوديد سخن مرا نه پذيرفتيد گفتيد چنين نيست بلكه بايد عمل آنها را بپذيرى گفتم اينك كه پند مرا قبول نكرديد روزى كه به بيچارگى افتاديد از سخن من و نافرمانى خود ياد خواهيد كرد.
آنگاه كه ديدم جز كتاب، موضوع ديگرى مورد توجه شما نميباشد من با آن دو نفر داور قرار گذاردم كه بايد آنچه قرآن دستور داده و احيا كرده احيا نمايند و آنچه را قرآن نهى نموده و ميرانده نابود سازند در نتيجه اگر آنان بحكومت قرآن قضاوت كردند ما نميتوانيم با گفته كسى كه مطابق با دستور قرآن حكومت ميكند مخالفت نمائيم و اگر بر خلاف قرآن فرمان دادند ما از حكمشان بيزاريم.
يكى از خوارج، اعتراض كرده و گفت آيا از عدالت است كه اين گونه مردم لا ابالى را بر خونهاى مردم، حكومت دهى.
فرمود ما چنين مردمى را حكومت نداديم كه هر كار بخواهند انجام دهند بلكه قرآن را داور قرار دادهايم و ميدانيم كه قرآن خطى است كه بدست افراد مسلمان نگارش يافته و ميان دو جلد قرار گرفته خود سخن نميگويد بلكه مردان مطلع از دستورات آن بايد بفرامين آن توجه كرده و سخن بگويند سؤال كردند چرا ميان خود و ايشان مدتى قرار دادى؟ فرمود براى آنكه جاهل بداند حق با ماست و عالم ثبات قدم نشان دهد و آرزومنديم خداى متعال بدين وسيله صلحى كه برقرار شده بنفع اين امت، خاتمه