ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٨١ - فصل ٢٢ كارزار احد
هشام بن اميه مخزومى را كشت لشكر متفرق شدند لشكر ديگرى نيز هجوم كردند على ع بر آنها حمله كرده و عمرو بن عبد اللَّه جمحى را كشت لشكر فرار كردند لشكر سومى بطرف رسول خدا روى آورده باز على ع بدانها تاخته و بشر بن مالك عامرى را از دم ذو الفقار گذراند اينها نيز فرار كرده و شكست خوردند از آن به بعد لشكرى از مشركان بعزيمت پيغمبر اكرم ص برنخاست.
جنگ احد با اين پيشآمد ناگوار پايان يافت و مسلمانانى كه منهزم شده بودند بازگشتند و مشركان بطرف مكه كوچ كردند و پيغمبر اكرم ص بطرف مدينه مراجعت كرد.
فاطمه زهرا عليها و على ابيها و زوجها آلاف التحية و الثناء به استقبال پدر بزرگوارش ارواح- العالمين فداه آمد و ظرف آبى بدست گرفته صورت مبارك رسول خدا ص را كه جمال ربانى حضرت احدى بود بدست پر از مهر و محبتش شستشو داد.
فاصله نشد ذات بيهمال «على ولى اللَّه ٧» دررسيد در حالى كه دست او تا شانهاش غرق خون مشركان بود ذو الفقار را بسيده دو سرا فاطمه زكيه مرضيه داده فرمود بگير اين شمشير را كه امروز مرا يارى كرد و پشت دشمنان را شكست و اين اشعار را سرود.
اى فاطمه بگير اين شمشير هنرمند بىعيب را كه مرا روسپيد كرده و از آن نگران نبوده و خود