ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦٦٥ - باب سى و سوم بخشى از اخبار و فضائل و معجزات حضرت عسكرى(ع)
(آرى كسى كه استر چموش را رام كند آدم پرجوش را هم آرام ميسازد) سالى ابو هاشم جعفرى را بزندان انداخته و بزنجير كرده و بر او سخت گرفته بودند نامبرده از سختى زندان و كند و زنجير بستوه آمده نامه شكايت آميز بحضرت ابو محمد نوشت.
حضرت پاسخ داد تو امروز از زندان خارج خواهى شد و نماز ظهرت را در منزل خود مىخوانى.
نامبرده گويد بطورى كه اطلاع داده بود آن روز نزديك ظهر از زندان خارج شده و نماز ظهر را در منزل خود خواندم و همان اوقات دچار تنگدستى عجيبى شده خيال كردم در نامه كه از زندان بآن جناب معروض داشته از تنگدستى خود شكايتى كرده باشم ليكن حيا مرا مانع شد پس از آنكه از زندان خارج شده بخانه رفتم حضرت صد دينار پول براى من عنايت فرمود و نامه مرقوم داشته هر گاه نيازمند شدى بدون خجالت اظهار كن تا آنچه را بخواهى براى تو عنايت فرمائيم.
ابو حمزه نصير خادم گويد مكرر در مكرر مىشنيدم حضرت با غلامان خود كه از مردم ترك و روم و صقالبه بودند بزبان آنها سخن ميگفت و من از اين معنى متعجب بودم و با خودم ميگفتم اين مرد كه در مدينه متولد شده و تا پيش از درگذشت والد نامدارك حضرت ابو الحسن ع با كسى ملاقات نكرده و با غير عرب ننشسته؟ اين زبانهاى مختلف را از چه كسى آموخته و همچنان با خود مىانديشيدم در اين هنگام حضرت ابو محمد بمن توجهى كرده فرمود خداى متعال حجتش را از ميان آفريدگانش برگزيده و باو آشنائى همه چيز آموخته و او از زبانهاى مختلف اشخاص باخبر است و نياى مردم را ميشناسد و از پيش- آمدها خبردار است و هر گاه داراى اين خصائص نبود حجت از غير آن، امتياز داده نميشد.