ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦٥٨ - باب سى و سوم بخشى از اخبار و فضائل و معجزات حضرت عسكرى(ع)
نمودى كه بود؟ پاسخ داد او پيشواى رافضيان حسن بن على و معروف به ابن الرضاست آنگاه او و من ساعتى ساكت شديم سپس افزود هر گاه خلافت از عباسيها سلب شود هيچ يك از بنى هاشم بغير از او شايان مقام خلافت نميباشد زيرا او مردى دانشمند، پاكدامن، نگهدار، زاهد، پارسا، خوش اخلاق و شايسته است و اگر پدر او را ديده بودى بفضل و بزرگى و عزت نفس ميستائيدى.
من از توصيفى كه پدرم نمود و عملى كه امروز نسبت باو انجام شد اضطراب و انديشه و كينهام نسبت بپدرم زيادتر شد و از آن به بعد همت گماردم تا بخوبى از احوال او باخبر شوم بهمين مناسبت با هر يك از بنى هاشم و سرلشكران و كاتبان و قاضيان و فقيهان و ساير افراد كه روبرو ميشدم از احوال او جويا ميگرديدم همه از او كاملا تجليل و احترام ميكرده و او را ميستوده و بر تمام خاندان و پيرمردان مقدم ميداشته در نتيجه عظمت و موقعيت او در نظر من بسرحد ثبوت رسيد زيرا متوجه شدم كه دوست و دشمن او را ببزرگى ياد ميكنند و ميستايند.
يكى از اشعريها كه حضور داشت و اين سخنان را از او شنيد گفت مناسب است از برادر او جعفر هم سخنى بگوئى و احوال او را براى ما شرح دهى.
احمد، خشمناك شده گفت جعفر كيست تا شايسته آن باشد كه نامى از وى ببرم يا او را در رديف حسن ذكر نمايم! جعفر، آدمى بود فاسق، بدكار، شرابخوار و از همه مردان بدتر و بىآبروتر و كمعقلتر بود.
در آن روز كه حسن بن على، محتضر بود پيشآمد عجيبى براى خليفه و ياران او اتفاق افتاد كه خيال نميكردم نظير آن هيچ گاه اتفاق افتاده باشد زيرا هنگامى كه حسن ع بيمار بود به پدر من اطلاع دادند